صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٠٥ - تقدّم تربيت بر تعليم
نيست و طاغوت است و طاغوت، كفار را از نور خارج مىكند و به همه ظلمتها واصل مىكند. معيار مؤمن و غير مؤمن به حسب اين آيه شريفه اين است. مؤمن حقيقى آن طور تبعيت از انبيا كرده است، و آن طور در تحت تربيت انبيا واقع شده است كه از همه ظلمتها و از همه نقصها بيرون آمده است و به نور رسيده است. و مربّىِ او و ولىِّ او هم خداى تبارك و تعالى است، و مربيانِ به واسطه هم انبيا هستند؛ يعنى اينها تربيتشدههاى خدا هستند و آمدهاند كه ماها را، همه بشر را تربيت كنند. و اگر ما در تحت تربيت آنها واقع بشويم، از آن علومى كه آنها براى بشر آوردهاند ما استفاده كنيم و از آن تعليماتى كه كردهاند ما بهره برداريم؛ ما در صراط مستقيم واقع مىشويم و هدايت به نور مىشويم، هدايت به خداى تبارك و تعالى مىشويم كه آن نور مطلق است.
تقدّم تربيت بر تعليم
مسأله تربيت بالاتر از تعليم است. در آن آيه شريفه هم تلاوت آيات قرآن را؛ يعنى رساندن آن تعليماتى كه در راه تربيت و تعليم است، بعد از اينكه اين را مىفرمايد، بعد وَ يُزَكِّيهِمْ را مىفرمايد. از اين ممكن است استفاده بشود كه مسئله تزكيه و مسئله تزكيه نفس اهميتش بيشتر از مسأله تعليم كتاب و حكمت است، مقدمه از براى اين است كه كتاب و حكمت در نفس انسان واقع بشود. اگر تزكيه بشود انسان، تربيت بشود و به تربيتهايى كه انبيا- عليهم السلام- براى بشر هديه آوردند، بعد از تزكيه كتاب و حكمت هم در او به معناى حقيقى خودش، در نفس انسان نقش مىبندد و انسان به كمال مطلوب مىرسد. و لهذا بعد از يك آيه ديگر مىفرمايد كه: مَثَلُ الَّذِينَ حُمِّلُوا التَّوْراةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوها كَمَثَلِ الْحِمارِ يَحْمِلُ أَسْفاراً [١] مىخواهد بفرمايد كه علم تنها فايده ندارد. علمى كه تربيت در او نباشد، تزكيه در او نباشد، اين علم فايده ندارد. همان طورى كه اگر الاغ و حمار، چنانچه الاغ به بار او كتاب باشد، هر كتابى باشد، كتاب توحيد باشد، كتاب فقه باشد، كتاب انسانشناسى باشد،
[١] سوره جمعه، آيه ٥: «وصف حال آنان كه تحمل (علم) تورات كرده و خلاف آن عمل نمودند، در مَثَل به حمارى ماند كه بار كتابها بر پشت كشد (و از آن هيچ نفهمد و بهره نبرد).