صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٨٥ - چگونگى برخورد سفرا با مسئولين كشورهاى خارجى
مىنشست. قليان هم وقتى مىخواست پا مىشد خودش شروع مىكرد درست كردن. در اين خلال فرمانفرما وارد مىشد، فرمانفرماى آن وقت را شما شايد نمىدانيد چه مسئلهاى بود. ايشان مىگفت كه قليان را دستش مىداد و مىگفت كه شما آبش را بريز تا من آتشش را درست كنم. فرمانفرما شكست مىخورد. تحت تأثير همچو واقع مىشد كه مدرّس به او گفت تو آب قليان را بريز. وادارش مىكرد كه آب قليان را بريزد و من خودم آتش را درست مىكنم تا قليان درست بشود. اين براى اين بود كه برخورد با اين مغزهاى فاسد گاهى بايد طورى باشد كه از اول طمع نكنند به آن طرف. اگر با تواضع و خضوع و آن طورى كه آن وقتها متداول بود رفتار مىكردند، او طمع مىكرد كه اگر مطلبى دارد تحميل كند. اما وقتى برخورد يك برخورد اين طورى بود، ساده و لكن كوبنده، ديگر نمىتوانست به او تحميل كند مطلبى را.
چگونگى برخورد سفرا با مسئولين كشورهاى خارجى
شما در خارج كه هستيد برخورد داريد با سفراى آنجا، با وزراى خارجه آنجا، با همه اينها برخورد داريد. اگر بنا باشد كه شما وقتى كه مىخواهيد در وزارت خارجه برويد خودتان را گم كنيد، خيال كنيد كه حالا در يك محضر كذا، وزير خارجه امريكا، وزير خارجه شوروى، لكن بايد شما توجه داشته باشيد كه شما سفير مملكت اسلامى هستيد كه از همه اين قدرتها، قدرتش بالاتر است. و از همه اين «شريفها»- اگر آنها شرافتى داشته باشند- شرافتش بالاتر است.
و شما بايد حيثيت خودتان را از اول حفظ كنيد. و از مسائل مهمى كه شماها مثل ماها موظف بر آن هستيد اين است كه با عمل خودتان در آنجا، با وضعيت سلوكتان با كارمندان، با وضعيت اصل سفارتخانه و وضع سفارتخانه طورى باشد و طورى بكنيد كه با همين عمل بتدريج انقلاب شما صادر بشود به آن كشورى كه در آن هستيد. مسائل اخلاقى، يك مسائلى است كه وقتى كه يك كسى مقيّد به آن بود و دنبالش بود، اين سرايت مىكند. و مردم به حسب طبيعتشان، به حسب فطرتشان- فطرتها سالم است منتها