صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥١٤ - شهيد نظر مىكند به وجه اللَّه
وجه اللَّه
يَنْظُرُ فى وَجْهِ اللَّه، و أَنَّهُ راحَةٌ لِكلِّ نَبىٍ وَ شَهيدٍ» [١] و اين نظر به وجه اللَّه راحت است براى هر نبى و هر شهيد. شايد نكته اين باشد كه حجابهايى كه بين ما و حق تعالى هست و وجه اللَّه است و تجليات حق تعالى هست، تمام اين حجابها منتهى مىشوند به حجاب خود انسان. انسان خودش حجاب بزرگى است كه همه حجابهايى كه هست، چه آن حجابهايى كه از ظلمت باشند و آن حجابهايى كه از نور باشند منتهى مىشود به اينكه حجابى كه خود انسان است. ما خودمان حجاب هستيم بين خودمان و وجه اللَّه. و اگر كسى فى سبيل اللَّه و در راه خدا اين حجاب را داد، اين حجاب را شكست، و آنچه كه داشت كه عبارت از حيات خودش بود تقديم كرد، اين مبدأ همه حجابها را شكسته است، خود را شكسته است، خودبينى و شخصيت خودش را شكسته است و تقديم كرده است. و چون براى خدا جهاد كرده است و براى خدا دفاع كرده است از كشور خدا و از آئين الهى و هر چه داشته است در طبق اخلاص گذاشته و تقديم كرده است، خود را داده است، اين حجاب شكسته مىشود. شهدا، شهدايى كه خداى تبارك و تعالى و در سبيل خداى تبارك و تعالى و راه خداى تبارك و تعالى جان خودشان را تقديم مىكنند، و آنچه كه در دستشان است و بالاترين چيزى است كه آنها دارند تقديم خدا مىكنند، در عوض خداى تبارك و تعالى اين حجاب كه برداشته شد جلوه مىكند براى آنها، تجلى مىكند براى آنها. چنانچه براى انبيا هم چون همه چيز را در راه خدا مىخواهند، و آنها خودى را نمىبينند و خود را از خدا مىبينند، و براى خودشان شخصيتى قائل نيستند، حيثيتى قائل نيستند در مقابل حق تعالى. آنها هم حجاب را برمىدارند. فَلَمَّا تَجَلَّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا [٢] تجلى مىكند خداى تبارك و تعالى در كوه طور و يا در جَبَل انيّت خودِ موسى و موسى «صَعْق» [٣] [برايش پيش مىآيد]. آنها در حال حيات، انبيا و اوليا نظير انبيا و تالى تِلو [٤] انبيا در زمان حياتشان آن چيزهايى كه
[١] وسائل الشيعه (كتاب جهاد)، ج ١٥، ص ١٦، ح ٢٠. كه در آنجا هفتمين خصلت شهيد اين گونه بيان شده: «
يَنْظُرُ فى وَجْهِ اللَّه، و أَنَّهُ راحَةٌ لِكلِّ نَبىٍ وَ شَهيدٍ»
[٢] سوره اعراف، آيه ١٤٣: پس آن گاه كه نور خدا بر كوه تابش كرد، كوه را مندكّ و متلاشى ساخت
[٣] صَعْق: بيهوش از شدت ترس يا از شنيدن صداى خوفانگيز
[٤] تالى تِلْو: نظير، مِثل.