صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٩١ - خروج ملت از ظلمت به سوى نور
يك نفر بدهند، اين سير نمىشود. دنبال اين مىرود كه خوب، ما برويم در اين سيارات ديگرى، ببينيم آنجا چه خبر است. برويم آنجا هم بيرق خودمان را بزنيم. چنانكه رفتند در كره ماه هم بيرق زدند. اين براى اين است كه در طرف آمال حيوانى هم انسان غير از ساير حيوانات است. حيوانات وقتى كه آن كار خودشان را، مثلًا خوردند سير شدند، ديگر مىنشيند و كارى ندارد، تا وقتى كه گرسنه بشود. انسان اين طور نيست. كارى بكنيم كه اين راه را، راه مستقيم را انتخاب كنيم، تا مطمئن بشويم، تا خوف از ما زدوده بشود، از بين برود. انبيا، هر كس به آنها جسارت هم مىكرد، هيچ ابداً چيزى به نظرشان نبود، چون كه مقصد، مقصد ديگرى بود. مطلب يك مطلب ديگرى بود. نه مأيوس مىشدند و نه دلسرد مىشدند و نه گلايهمند مىشدند. بله، انبيا دنبال اين بودند كه چرا بايد اين بشرى كه فطرتاً بايد فطرت سالم داشته باشد، چرا بايد اين طور باشد.
رسول اكرم براى اين غصه مىخورد. در وحى هم به او گفته است كه: مثل اينكه تو خودت را دارى به كشتن مىدهى كه اينها ايمان نمىآورند. [١] نظر اين بود كه اينها را آدم كند. هر كس كه آدم مىشد، يك بشارتى براى رسول اكرم يا انبيا بود. و اما اينكه بخواهند يك كشورى را بگشايند و بخواهند يك- فرض كنيد كه- بلوكى داشته باشند، و اين حرفهاى نامربوطى كه بين اصحاب طاغوت هست، اينها در بين انبيا مطرح اصلًا نبوده، اصلًا مطرح نيست. عالم طبيعت پيش انبيا مطرح نيست. آمدند اين طبيعىها را، اين موجودات طبيعى را، از اينجا بكِشندشان ببرندشان طرف يك ممالك ديگر، يك عالم ديگر و آنچه در وهم من و شما نمىآيد.
خروج ملت از ظلمت به سوى نور
اين تحولى كه الآن در جامعه ما پيدا شده است، اين تحول معجزهآسا، اين تحولى كه راه صد ساله را در يك شب كانَّهُ پيمودند، اين را كى كرده است؟ اين تحول، يك تحولى
[١] اشاره است به آيه ٦ سوره كهف: «فَلَعَلَّكَ باخِعٌ نَفْسَكَ عَلى آثارِهِمْ إِنْ لَمْ يُؤْمِنُوا بِهذَا الْحَدِيثِ أَسَفاً» اى رسول، نزديك است كه اگر امت تو، به قرآن ايمان نياورند جان عزيزت را از شدت حزن و تأسف بر آنان، هلاك سازى.