صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٠٦ - ارزش و اهميت تصرف لانه جاسوسى امريكا
امريكايى مىدانند! پاسدارهاى ما را هم مىگويند، مرتجعند، امريكايىاند. اينها، اين دستهها بيچارهاند، بدبختند اينها. اما بعض از اشخاصى كه خوب، دلسوز هم هستند براى كشور ما و براى كشور خودشان و مخالفْ هم هستند با همه ارگانهاى خارجى و اجانب، لكن آنها هم تحت تأثير همان تبليغات واقع شدهاند و گمان مىكردند كه اگر بزودى فوراً ما تقديم نكنيم اين جاسوسها را به امريكا و يك عذرخواهى هم نكنيم، چهها و چهها خواهد شد. ارزش اين عمل اين است كه اين اشتباهات را رفع كرد. شما الآن يك سال است كه اين جاسوسها را، اين توطئه گرها را، اين مجرمها را در آنجا حبس كرديد و خبرى هم نشد؛ نه بازارمان خوابيد و نه اقتصادمان به هم خورد و اينها. بعد هم هر كارى آنها خواستند، هى كردند و هى ترساندند و هى عمل مذبوحانه كردند و ما ديديم كه يك سال از اين امر گذشت و هم بازارهاى ما سر جاى خودش هست و هم كشاورزى ما سر جاى خودش هست و هم چيزهاى ديگرمان؛ هيچ چيز نخوابيد، هيچ مطلبى نشد. ارزش اين است، ارزش اين عمل اين است كه شكسته شد آن بت بزرگى كه براى ملتها تراشيده بودند.
ارزش اين چريكهاى افغانى اين است كه شكستند آن بتهاى بزرگى را كه تراشيده بودند كه اگر كسى با شوروى يك كلمه بگويد، بايد به فنا برسد. اينها شكستند اين را. آنها هم چندين ماه است كه الآن با همه قوايى كه آن قدرت بزرگ پيش آورده براى آنها- و حكومت خودشان هم با آنها مخالف است، با ملتش مخالف است- چريكهاى افغانستانى شكستند آن هيولا و چيزى [را] كه براى ملتها پيش آورده بودند. اين عمل شما در اينجا و آن عمل آنها در آنجا ارزشش يك ارزشى نيست كه ما بتوانيم به ميزان درآوريم. اينها ارزش دارد به اينكه ما نصف ملتمان هم اگر كشته مىشد ارزش داشت اين؛ براى اينكه قضيه، قضيه شكم نيست تا ما عزا بگيريم كه مبادا يك وقت گندم ما نداشته باشيم. ما در پنجاه، شصت سال پيش از اين، كه من يادم هست، با اسب و الاغ از اين راه به آن راه مىرفتيم. و- با عرض مىكنم كه- نه برقى بود و نه بساطى بود و آن طور همه مردم زندگىشان را مىكردند.