صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٨٨ - حل مشكلات جهان اسلام در بازگشت به اسلام
همان ملّيتى كه مىخواست اساس اسلام را در ايران بربچيند.
اسلام آمده است كه همه نژادها با همند؛ مثل دندههاى شانه مىمانند؛ هيچ كدام بر هيچ كدام تفوق ندارند، نه عرب بر عجم و نه عجم بر عرب و نه ترك بر هيچ يك از اينها و نه هيچ نژادى بر ديگرى و نه سفيد بر سياه و نه سياه بر سفيد، هيچ كدام بر ديگرى فضيلت ندارند. فضيلت با تقواست، فضيلت با تعهد است، با تعهد به اسلام است. اينها تبليغاتى بوده است، تلقيناتى بوده است كه از ابرقدرتها كه مىخواستند ما را بچاپند، شده است و مع الأسف، بعض اشخاص مسلمان صحيح هم باورشان آمده.
در چندين سال قبل- محتمل است، گمان مىكنم زمان رضا خان بود- يك مجمعى درست كردند و يك فيلمهايى تهيه كردند و يك اشعارى گفتند و يك خطابههايى خواندند، براى تأسف از اينكه اسلام بر ايران غلبه كرد، عرب بر ايران غلبه كرد. شعر خواندند، فيلم [به] نمايش گذاشتند كه عرب آمد و طاق كسرى را، مدائن را گرفت و گريهها كردند. همين ملّيها، همين خبيثها گريهها كردند. دستمالها را درآوردند و گريه كردند كه اسلام آمده و سلاطين را، سلاطين فاسد را شكست داده و اين معنا در هر جا، به يك صورتى به ما، به ملتها تحميل شده در ممالك عربى، عرب بايد چه باشد. اين تلقين است. اين مخالف با قرآن است. در ممالك غير عربى، هر كدام خودشان بايد، ملت خودشان بايد جلو باشد. اين بر خلاف تعليمات اسلام است. اين آن است كه اين ابرقدرتها آرزويش را مىكنند و كردند و عمل كردند. وقتى اينها غلبه كردند، در جنگ دوم غلبه كردند بر عثمانى، عثمانى را تكه تكه كردند، شايد قريب پانزده تا كشور كردند و هر كدام [را] يك نوكرى از خودشان بالا سرش گذاشتند و مع الأسف، آنهايى كه اساس مطلب را مطّلع نبودند، آنها هم اين مسائل را اهميتى به آن نمىدادند و الآن هم نمىدهند.
حل مشكلات جهان اسلام در بازگشت به اسلام
مشكل ما الآن دولتهاى ماست. مشكل اسلام دولتهاى اسلامى است. اين مشكل بايد حل بشود. اگر دولتهاى اسلامى به خود بيايند و گرايش [پيدا] كنند به اسلام و از عروبت