صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٧٧ - ذائقه تلخ ملت از نيروهاى مسلح در رژيم پهلوى
دولت يك شاهى تحميل بشوند، لكن خدمتهاشان، يكى از بزرگترين خدمتهاى آنها، اين بود كه تربيت مىكردند مردم را. شما در پروندههايى كه در دادگسترى و غير دادگسترى هست و بوده، مىبينيد، از آنهايى كه تحت تربيت روحانيين بودند، پرونده جنايتى نمىبينيد. براى آرامش كشور، اينها يك عامل مؤثر بودند و براى هدايت مردم به راه صحيح و اخلاق و اعمال صحيح يك راهنماهاى مهمى بودند.
من آنچه كه در بسيارى از صحبتهايم از روحانيون بحث مىكنم نه اين است كه من هر كه معمّم است از او پشتيبانى مىكنم. «اى بسا خرقه كه مستوجب آتش باشد.» لكن وقتى كه ما در سابق ديديم كه جزء برنامه انگليسها، كه رضا خان را آورده بودند- شايد در رأس برنامه هم بود- اين بود كه بايد اين طايفه از بين بروند. با تمام قوا، از تبليغات مجلات و روزنامهها و گويندگان و اينها گرفته تا هرجا كه روشنفكرى و روشن فكرنمايى بودند، بر ضد روحانيت بسيج شدند. كم كم آن صورت دومش را نشان داد. آن وجهه دومش را كم كم نشان داد. در زمان اين شخص نالايق، كه مملكت ما را به تباهى كشاند، به پيغمبر اكرم در روزنامه سبّ [١] كردند، در روزنامه به پيغمبر سبّ كردند و به مرئى و منظر اين دولت بود و آن دولتمردان. مجلس درست كردند و در آنجا از پيروزى اسلام بر كفر انتقاد كردند. اين روشنفكرها دستمالها را درآوردند و گريه كردند كه اسلام بر شاه ايران، شاه آن وقت ايران غلبه كرده است. [٢] شعراشان شعر گفتند، نويسندگانشان نوشتند، گويندگانشان گفتند. ما از اينكه انگلستان اين قدر اصرار داشت بر اينكه اين طايفه را از بين ببرد، مىفهميم كه از اين طايفه اينها رنج مىبرند و بايد اينها سركوب بشوند.
ذائقه تلخ ملت از نيروهاى مسلح در رژيم پهلوى
مع الأسف، در آن وقت يك ارتشى درست كردند و يك ژاندارمرى درست كردند و يك شهربانى درست كردند كه تلخى اعمال آنها در ذائقه ملت ما بود و براى شما كه الآن
[١] دشنام دادن، لعن و نفرين
[٢] حمله اعراب و لشكر مسلمين به ايران و شكست سپاه ساسانى از لشكر اسلام.