صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٣١ - معناى صحيح سياست
شما نمىدانيد كه اين كلمه در آن وقت مساوق با قتل بود. ايشان گفتند:
«تو خيلى خرى، اگر من دخالت در سياست نكنم كى دخالت بكند؟» يك قصه هم من خودم دارم. وقتى كه ما در حبس بوديم و بنا بود كه حالا ديگر از حبس بيرون بياييم و برويم قيطريّه [١] و در حصر باشيم، آن رئيس امنيت آن وقت [٢] در آنجا حاضر بود و ما بنا بود از آن مجلس برويم، ما را بردند پيش او. او ضمن صحبتهايش گفت كه: آقا! سياست عبارت از دروغگويى است، عبارت از خُدعه است، عبارت از فريب است، عبارت از پدرسوختگى است، اين را بگذاريد براى ما. من به او گفتم: اين سياست مال شماست! البته بعدش آمد دروغى گفت كه [فلانى] بنا گذاشتند كه در سياست دخالت نكنند و ما هم جوابش را داديم. مسأله اين است، البته سياست به آن معنايى كه اينها مىگويند كه دروغگويى، با دروغگويى، چپاول مردم و با حيله و تزوير و ساير چيزها، تسلط بر اموال و نفوس مردم، اين سياست هيچ ربطى به سياست اسلامى ندارد، اين سياست شيطانى است. و اما سياست به معناى اينكه جامعه را راه ببرد و هدايت كند به آنجايى كه صلاح جامعه و صلاح افراد هست، اين در رواياتِ ما براى نبىّ اكرم با لفظ «سياست» ثابت شده است. و در دعاى، در زيارت جامعه ظاهراً هست كه «ساسَةُ العباد» [٣] هم هست. در آن روايت هم هست كه پيغمبر اكرم مبعوث شد كه سياست امت را متكفّل باشد. [٤]
معناى صحيح سياست
بايد عرض كنم كه سياست براى روحانيون و براى انبيا و براى اولياى خدا حقّى است، لكن سياستى كه آنها دارند، دامنهاش با سياستى كه اينها دارند فرق دارد. ما اگر فرض كنيم كه يك فردى هم پيدا بشود كه سياست صحيح را اجرا كند، نه به آن معناى شيطانى فاسدش، يك حكومتى، يك رئيس جمهورى، يك دولتى سياست صحيح را هم اجرا
[١] يكى از نواحى شمال شهر تهران
[٢] حسن پاكروان، رئيس سازمان اطلاعات و امنيّت (ساواك)
[٣] سياستمداران بندگان. مفاتيح الجنان، زيارت جامعه كبيره
[٤] اصول كافى، ج ١، ص ٢٦٦، ح ٤، بحار الأنوار، ج ١٧، ص ٤، ح ٣.