صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٨٩ - صراط مستقيم، معيار پيروزى و شكست
است و ميزان، آن راه است. انسان، به ما هُوَ انسان، شكست و پيروزىاش، معيارش آن راه است، نه طبيعت. اگر ما در آن راهى كه داريم- همان راهى كه انبيا داشتند- ما هم موفق بشويم كه همان راه را برويم، همان طور كه انبيا- عليهم السلام- پيروز بودند، در آن راهى كه راه مستقيم انسانيت است پيروز بودند. و لو اينكه كشته شدهاند، و لو اينكه آتش زدند بعضىشان را، و لو اينكه به زحمت انداختند آنها را، لكن در آن راهى كه راه انسان بود همه آنها پيروز بودند، در مقابل آنهايى كه طاغوت بودند.
فرعونها و امثال آنها در اين راه شكست خوردند. در راهى كه راه انسان است، آنها شكست خوردند. اصلش در اين راه نيامدند.
دشمنهاى انسانيت و اسلام، اصلش شمّ اين معنا را نكردند كه يك چيز ديگر غير از اين حيوانيت و غير از اين طبيعت هم هست. آنهايى كه فهميدند كه مقصد، مقصد الهى بايد باشد و ما از خداييم و به او رجوع مىكنيم؛ إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ. [١] ما از خداييم. ما كارى انجام نمىدهيم، ما همان چيزهايى كه خدا به ما داده است در راه خودش [مىدهيم]. اگر مثل انبيا هم فرض كنيد، يا در طريق انبيا هم باشيم، اين كوردلى است كه انسان خيال كند من يك كارى كردم. تو غرق نعمتهاى خدا هستى. چشمت از خداست، گوشت از خداست، قدرتت از خداست، دستت از خداست، پايت از خداست، همه از اوست. من نمىتوانم اسمش را هم امانت بگذارم، باز يك نفسانيتى هست در كار. وقتى همه از او هست، در راه او اگر داديد كارى نيست، اين چيزى كه از خود اوست در راه خود او. اگر بنا باشد كه ما اين ارزش انسانى را ادراك بكنيم و اين ارزش الهى را ادراك بكنيم، نبايد متأثر بشويم از اينكه ما را در تنگناى اقتصادى قرار دادند. تنگناى اقتصادى، هر كارى بكنند راجع به دنياست، راجع به طبيعت است. ما را در هجوم نظامى قرار بدهند، يكوقت خودشان مستقيماً، يكوقت با اياديشان. ما نبايد از اين معنا اصلًا آزرده بشويم. چرا آزرده بشويم؟ ما مأمور خدا هستيم و خداى تبارك و تعالى، همه نعمتها را به
[١] سوره بقره، آيه ١٥٦.