صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٨٧ - استوارى انبيا، در مقابل مشكلات
مىكردند در همان مقصدى كه داشتند. و يك قدم عقب نمىگذاشتند. و هيچ تزلزلى در روح آنها حاصل نمىشد.
من گمان ندارم كه هيچ كس به قدر رسول اكرم- صلى اللَّه عليه و آله و سلم- در آن سيزده سالى كه مكه تشريف داشتند، و در آن ده سالى كه در مدينه، اگر كسى درست توجه بكند به زندگى حضرت مولا رسول اللَّه، مىبيند كه شايد آدم بتواند بگويد يك روز ايشان، يك حالى كه به حسب نظر ما استراحت است، ايشان نداشتهاند. آن وقتى كه در مكه بودند، آن قدر فشار داشتند و آن قدر اذيت به ايشان مىكردند و آن قدر ايشان را در تنگناى همهطور و همه جانبه مىگذاشتند كه بالاخره مجبور شدند كه بروند در يك غارى، و در آنجا هم تحت نظر اينها بودند، و زندگى ايشان آن طور گذشت. يك روز براى ايشان استراحت نبود. و بعد از اينكه ديدند نمىشود در مكه ماند و تبليغاتشان در مكه آن قدر تأثير ندارد و يك عده معدودى، چند نفرى به ايشان ايمان آوردند، ايشان هجرت كردند، و اگر وضع ايشان را در مدينه هم ببينيم، مىبينيم كه در اين ده سال مدينه، جز زحمت و اشتغال به جنگهايى كه پيش آمد و غزوههايى كه پيش آمد، نداشتند، و در آن غزوات هم سنگينىاش به دوش خود ايشان بود. لكن مقصد يك مقصدى بود كه اينها پيش او هيچ نبودند. در مكه وقتى كه به ايشان پيام دادند كه تو بيا دست از اين دعوتت بردار، و تو هر چه مىخواهى ما در اختيارت- مثلًا- مىگذاريم، ايشان فرمودند كه اگر همه عالم- تعبيرشان تقريباً اين است كه- همه زمين و آسمان را به من بدهيد، من اين دعوت را، دست از آن برنمىدارم. براى اينكه اين دعوت الهى است. اين مأموريت الهى است. مأموريت الهى را براى اينكه، يك منصبى، يك مقامى، يك ماليتى، يك چيزى پيدا كنم معنا ندارد.
مقاصد وقتى كه عالى شد، زحمتهاى در راه آن مقصد بايد در نظر انسان نباشد. از آن طرف، آن افرادى كه از فطرت انسانى خارج شدند، و حيوانى هستند به صورتِ انسان، سَبُعى هستند به صورتِ انسان، شيطانى هستند به صورت انسان؛ آنها هم در راه مقصد خودشان كوشش مىكنند. مقصدى كه دارند آنها هم كوشش مىكنند. لكن فرق ما بين