صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤١٨ - دانشگاه مركز علم و تهذيب
مادون [١] عادى كه در آن وقت لباس كرباس ايشان زبانزد بود. كرباسى كه بايد از خود ايران باشد مىپوشيد. اين وطنخواهها كدام لباسشان مال ايران است؟
بايد همه اشخاصى كه علاقه دارند به اين كشور، علاقه دارند به اسلام، علاقه دارند به اين ملت، توانشان را روى هم بگذارند براى اصلاح دانشگاه. خطر دانشگاه از خطر بمب خوشهاى بالاتر است. چنانچه خطر حوزههاى علميه هم از خطر دانشگاه بالاتر است.
بايد تهذيب بشوند اينها. بايد اشخاص متعهد- چه در حوزههاى علميه و چه در دانشگاه- كمر خودشان را محكم ببندند براى اصلاح. حالا شما آقايان يك قدم برداشتيد و اين قدم پُر بركتى است و او اينكه آن ديوار بزرگى كه بين شما كشيده بودند، آن سدّ عظيمى را كه ما بين به اصطلاح فيضيه و دانشگاه كشيده بودند، آن سد را شما شكستيد. اين قدم اول است كه شما برداشتيد، و قدمهاى بعد، كوشش در اينكه از همه جهات مستقل باشيد و وابسته نباشيد. من اين عرضى را كه مىكنم، خوب ديگر نمىتوانم بعد ببينم شما را كه به آن مرتبه رسيدهايد. ديگر اواخر كار است براى من. امّا من مىگويم كه ديگران و نسلهاى آتيهاى كه- ان شاء اللَّه- مىآيند متوجه باشند كه اين دو مركز بايد با هم باشند. و اين دو مركز بايد علم و عمل، و علم و تهذيب را به منزله دو بالى بدانند كه با يكى از آنها نمىشود پَريد، قدمهاى بعد؛ تهذيب است.
دانشگاه مركز علم و تهذيب
مهم اين است كه دانشگاه يك كسى كه از آن بيرون بيايد بفهمد كه من با بودجه اين مملكت تحصيل كردهام، متخصص شدهام، به مقامات عاليه علم رسيدهام، و بايد براى اين مملكت خدمت بكنم. و براى استقلال اين كشور بايد خدمتگزار باشم. بايد اين اساتيد دانشگاه آن چيزهايى كه در سالهاى طولانى و خصوصاً در اين تقريباً پنجاه سال آخر در مغز اين جوانها انباشته كردهاند؛ و به آنها همچو باورانده بودند كه ما خودمان چيزى نيستيم و بايد همه چيزمان از آنجا باشد، كه اين موجب اين شد كه مغزهاى اينها به
[١] كمتر از، پايينتر از.