صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤١٩ - دانشگاه مركز علم و تهذيب
كار نيفتاد براى اين كه، خودشان يك چيزى را ايجاد كنند. بايد آنهايى كه به اين كشور علاقه دارند، آنهايى كه به اين ملت علاقه دارند، آنهايى كه خودشان وابسته نيستند و خدمتگزار ابرقدرتها نيستند، آنها همت كنند به اينكه دانشگاه را يك مركزى درست كنند كه مركز علم و تهذيب باشد، كه همه تخصصها در خدمت خود كشور باشد نه اينكه متخصص بشود و با آن تخصصش ما را به دامن امريكا بكشد. متخصص بشود و با آن تخصصش به كشور ما ضربه وارد كند. هر چه متخصصتر؛ بدتر.
آن كسى كه مهذَّب نشده است، و آن كسى كه براى كشور خودش احساس نكرده كه من براى اين كشور هستم و از اين كشور، من استفاده كردهام و استفاده علمىام را بايد به اين كشور تحويل بدهم، اگر اين احساس نباشد و اين باور نباشد، دانشگاه بدترين مركزى است براى اينكه ما را به تباهى بكشد. و اگر اين احساس پيدا شد و اين اساتيد دانشگاه، آنهايى كه متعهدند، آنهايى كه توجه دارند، آنهايى كه در زمان سابق براى اين مملكت غصه مىخوردند، بايد خودشان را مجهز كنند كه اين فرزندان ايران، متعهد و در خدمت خود ايران باشند. اگر اين طور بشود، دانشگاه بالاترين مقامى است كه كشور ما را به سعادت مىرساند.
دانشگاه دو راه دارد: راه جهنم و راه سعادت. راه ذلّت و مسكنت و نوكرمآبى و امثال اينها، و راه عظمت و عزّت و بزرگمنشى. دانشگاه همين دانشگاه را تا ما داريم فايده ندارد. ما دانشگاه پنجاه سال است داريم. و از دانشگاه هر چه فساد توى اين مملكت پيدا شد از اين اشخاصى بود كه در دانشگاه تحصيل كرده بودند، تخصص هم شايد داشتند.
آن «احمدى» [١] زمان رضا خان كه بسيارى از رجال اين مملكت را او با آمپولش كشت، آن هم از دانشگاهها، تخصص هم داشت، ولى تخصص را به اين راه كه آنهايى را كه امر مىشد به او كه بايد كشته بشوند، با يك آمپول آنها را مىكشت. شما يك همچو دانشگاهى مىخواهيد و يك همچو اساتيدى و يك همچو تخصصى؟ از آن طرف هم
[١] پزشك احمدى پزشك شهربانى كه عده زيادى از مبارزين عصر حكومت رضا خان را با آمپول هوا كشت و يا براى افرادى كه زير شكنجه كشته مىشدند، گواهى مرگ طبيعى صادر مىكرد.