صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣١٤ - مقاومت قدرتمندانه ملت ايران در مقابل تجاوز عراق
آن وقت باشيد. وابسته، افكارتان اصلًا به راه نيفتد، مغزهايتان بخشكد آنجا و هيچ [كارى] را عمل نكنيد. اگر مغزهاى ما عمل مىكرد، حالا وضع كشور ما غير از اين بود، لكن نگذاشتند مغزهاى ما عمل بكند. همه چيز را آوردند، اموال زيرزمينى ما را دادند و همه چيز را آوردند، فراهم كردند كه مبادا شما به فكر اين بيفتيد يك صنعتى ايجاد كنيد.
تا ارتباطتان را از دنيا قطع نكنيد- اين ارتباطى كه شما را به انزواى حقيقى مىكشد- نمىتوانيد خودتان اهل صنعت بشويد و نمىتواند مملكتتان صنعتى بشود، نمىتوانيد مستقل باشيد و نمىتوانيد آزاد باشيد. اين انزوا از نعمتهاى بزرگ خداست.
شما مقايسه كنيد بين كشور خودتان امروز كه منزوى هستيد با كشور خودتان در ده سال پيش از اين كه نبوديد. مقايسه كنيد، فكر كنيد. هى فكر اينكه اى ما چيزى نداريم؛ ما انسان داريم. ما آدم داريم، ما جوان داريم. ما جوانهايى داريم كه با همه قوا، در مقابل همه قدرتها ايستادهاند. چى هيچى نداريم؟ ما همه چيز داريم. ما اين زمينهاى وسيع [را] داريم. ما آن قدر چيزهاى زيرزمينى داريم. چطور ما نداريم؟ ما همه چيز داريم. فقط اين انزوا نبودن، منزوى نبودن، ما را به اين حال رسانده است كه ما براى هر چيز بايد دستمان را پيش ديگرى دراز كنيم. يك چند سال بايد سختى را تحمل كنيم.- سختى هم خيلى نيست- تحمل كنيم تا بتوانيم خودمان سر پاى خودمان بايستيم و آدم باشيم.
مقاومت قدرتمندانه ملت ايران در مقابل تجاوز عراق
اين قدرتها ديگر شكسته شدهاند و علامتش هم همين كه يك سال است اين جوانهاى ما اين كار را كردهاند، و ارزش كارشان هم بسيار زياد است و هيچ عالَم به هم نخورد. حالا فرض كنيد كه اين نوكر بدبخت، اين صدام بدبخت، كه ملت خودش را به تباهى دارد مىكشد و آن قدر به ملت خودش دارد تحميل مىكند، اين هم يك حمله مذبوحانهاى كرده است. ما هم صبر داريم و [هم] حوصله داريم. ملت ما پنجاه- شصت سال، جوانهاى ما تا چشمشان را باز كردند، زير يوغ اين مسائل و اين مصايب بودند.
عادت داريم ما به زحمت كشيدن. جوانهاى ما عادت دارند به اين زحمتها. حالا كه