صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٥١ - هشدار به مطبوعات و گروهها
مىدهند و آن قدر چيزها را مىفرستند. همين مردم مسلمانند. شما ببينيد در تلويزيونتان كه يك زنى كه ده تا تخم مرغ آورده، دارد مىآورد مىدهد همين را. يك بچهاى كه ده تومان دارد اين را مىدهد. اينها براى چه اينها را مىدهند؟ اينها براى اسلام است، براى كشور اسلامى است. چطور شماها هيچ كارى نمىكنيد؟
اينهايى كه هى نق مىزنند، چه مىكنند؟ چه غلطى مىكنند؟ كدام از اينها رفته در جبهه؟ اين نقشه است. شمايى كه الآن ان شاء اللَّه، وارد مىشويد در ارتش و در جهات بالاى ارتش، اين نقشه را توجه بكنيد. شما كه افسر هستيد، اين نكتهها را بايد توجه بكنيد كه مىخواهند شما را از مردم جدا كنند، روحانيون را هم از مردم جدا كنند. بعد مردم وقتى كه نه قدرت روحانى دارند و نه قدرت- عرض مىكنم كه- اسلحهاى دارند يك كارى بكنند، يك كودتايى بكنند، تمام كنند قضيه را. مسأله اين است.
هشدار به مطبوعات و گروهها
اين روزنامهها نمىفهمند يا فهميده عمل مىكنند. چرا بايد اين روزنامهها دامنبزنند به اين طور اختلافات؛ اختلافى كه اشخاصى طرحريزىاش را مىكنند كه اگر اين اشخاص پيش ببرند، نه تو روزنامهنگار را و نه آن رئيس روزنامه را نخواهند گذاشت؛ تمامتان را از بين خواهند برد؟ آقا نقشه است. شما را به بازى گرفتهاند، روزنامهها را به بازى گرفتهاند؛ جبههها را به بازى گرفتهاند، نقشه است كه شماها را از هم جدا كنند، دولت را از ملت، ملت را از دولت، رئيس جمهور را از مردم، مردم را از او، حالا به تدريج. آن روزى كه دستشان برسد، اول كسى كه در دولتيها كشته مىشود همين رئيس جمهور است- چشمهايتان را باز كنيد- همين رؤساى ارتش است، همان رؤساى روحانى است و بعد هم مىآيند حساب احزاب را، آنهايى كه با آنها موافقند نه، آنها كه «اهلًا و سهلًا» آنهايى كه با آنها مخالف [هستند]، حساب آنها را هم مىكِشند. بازار هم اسلحه از دستش افتاد، كارى ديگر از او نمىآيد. نه روحانى است كه همه را مجتمع كند و نه ارتشى است كه بتواند جلوگيرى كند.