صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤١٣ - اهميت نقش دانشگاه در جامعه
در آنجا، تهذيب هم باشد، تعهد هم باشد، يك كشورى را اينها مىتوانند به سعادت برسانند. و اگر حوزههاى علميه مُهذَّب باشند و متعهد باشند، يك كشور را مىتوانند نجات بدهند. علمِ تنها اگر ضرر نداشته باشد، فايده ندارد. تمام اين، وقتى ما به يك نظر وسيعى به همه دنيا و به همه دانشگاههايى كه در دنيا هست بيندازيم، تمام اين مصيبتها كه براى بشر پيش آمده است ريشهاش از دانشگاه بوده. ريشهاش از اين تخصصهاى دانشگاهى بوده. اين همه ابزار فناى انسان و اين همه پيشرفتهايى كه به خيال خودشان در ابزار جنگى دارند، اساسش از دانشمندانى بوده است كه از دانشگاه بيرون آمدهاند. دانشگاهى كه در كنار او اخلاق نبوده است، در كنار او تهذيب نبوده است. و تمام فسادهايى كه در يك ملتى يا ملتها پيدا شده است از حوزههاى علميهاى بوده است كه متعهد به دستورات اسلامى نبودهاند. تمام اين اديانى كه ساخته شده است از دانشمندان و علما سرچشمه گرفته است. علمى كه پَهْلوىِ او اخلاق و تعهد اسلامى نبوده است، تهذيب نبوده است، دنيا را دانشگاه به فساد كشانده است. و دنيا را دانشگاه مىتواند به صلاح بكشد. دانشگاههاى سرتاسر جهان اگر موازين انسانى را، اخلاق انسانى را، آنچه كه در فطرت انسان است، در كنار تعليم و تعلّم قرار بدهند، يك عالَم، عالَم نور مىشود. و اگر تخصصها و علمها منفصل باشد از اخلاق، منفصل باشد از تهذيب، منفصل باشد از انسان آگاه، انسان متعهد، اين همه مصيبتهايى كه در دنيا پيدا شده است از همان متفكرين و متخصصين دانشگاهها بوده. اين دو مركز- كه مركز علم است- هم مىتواند مركز تمام گرفتاريهاى بشر باشد و هم مىتواند مركز تمام ترقيات معنوى و مادى بشر باشد. علم و عمل، علم و تعهد به منزله دو بال هستند كه با هم مىتوانند به مراتب ترقى و تعالى برسند.
اهميت نقش دانشگاه در جامعه
شما پنجاه سال ديديد كه در اين حكومت جائر، دانشگاه بود، اساتيد دانشگاه بودند و كشور ما را همان اساتيد دانشگاه و همان دانشگاهها كشاندند به دامن ابرقدرتها. اين فاجعه بوده است براى اين ملت كه ابزار عملش، دست كسانى باشد كه متعهد نيستند و به