صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٢٧ - تبليغات در جهت تضعيف شعائر و مظاهر اسلامى
دهنها انداختهاند؛ مثل اين است كه بگوييم امروز ما انقلاب كردهايم، ديگر لازم نيست كه نماز بخوانيم. انقلاب براى اين است. انقلاب كرديم كه شعائر اسلام را زنده كنيم، نه انقلاب كرديم كه شعاير اسلام را بميرانيم. زنده نگه داشتن عاشورا يك مسئله بسيار مهم سياسى- عبادى است. عزادارى كردن براى شهيدى كه همه چيز را در راه اسلام داد [ه]، يك مسئله سياسى است؛ يك مسئلهاى است كه در پيشبرد انقلاب اثر بسزا دارد.
ما از اين اجتماعات استفاده مىكنيم. ما از آن «اللَّه اكبر» ها، ملت ما از آن «اللَّه اكبر» ها استفاده كرد. آن «اللَّه اكبر» ها را بايد حفظ بكنيم. اين مظاهر و شعائر و امورى كه در اسلام در آن سفارش شده بايد فكر كنيد كه اينها يك مسأله سطحى نبوده است كه مىخواستند جمع بشوند و گريه كنند، خير.
ما ملت گريه سياسى هستيم، ما ملتى هستيم كه با همين اشكها سيل جريان مىدهيم و خرد مىكنيم سدهايى را كه در مقابل اسلام ايستاده است.
چطور شد كه اينها در زمان رضا خان يك محفلى جمع شدند براى شكست ايران از اسلام گريه كردند؟ اگر گريه اشكال داشت، چطور اينها گريه كردند؟ اينها مىخواستند كه مجوس را و آن ملت و مليتى كه خودشان در نظر است، احيا كنند. لهذا در آن محفل حرفها زده شد و گريهها شد براى اينكه چرا مجوس از اسلام شكست خورده است. آن افكار پوسيده الآن هم در مغزهاى بعضيها هست. اينها نمىخواهند كه شما براى يك شهيد اسلام گريه كنيد. اگر چنانچه براى شكست اسلام گريه كنيد آنها مىگويند: نه، گريه چيز خوبى است. اينها نمىخواهند كه شما براى كسى كه همه چيزش را براى اسلام داد، اينها نمىخواهند شما زنده نگهداريد يك واقعهاى را كه قدرتهاى بزرگ را آن واقعه كوبيد و در اثر او، شما هم اگر بشويد، مىكوبيد. اينها نمىخواهند اين مسائل واقع بشود.
مع الأسف، تبليغ مىكنند اين منحرفين؛ اينهايى كه مأمورند كه اين جور تبليغات را بكنند و جوانهاى ما بعضىشان باورشان مىآيد. بايد جوانهاى ما بدانند كه هر نحو تبليغى كه بر ضد يكى از مظاهر اسلامى واقع شد، اين تبليغى است كه از جانب بزرگترها و چپاولگرها به دست عمّالشان واقع مىشود؛ براى اينكه اسلام را بكوبند.