صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٠٩ - سعادت بشر در علم همراه با تربيت
جمهورى ما اسلامى مىشود و به كمال خودش مىرسد كه خداى تبارك و تعالى در اين ملت و در اين كشور حاكم باشد؛ يعنى از آن نقطه اولى تا آن آخر حكومت، حكومت الهى باشد. سردمداران، همه الهى باشند. كسانى كه در رأس حكومت هستند، كسانى كه در رأس امور هستند الهى باشند، از نفسانيت خارج شده باشند، خود را نبينند، شخصيت خود را نبينند، چون نه خودى دارند و نه شخصيتى، هر چه هست از خداست. اگر انسان الهى بشود و ادراك بكند كه اين بندگان راه خدا، اينها بندگان خدا هستند و بايد با آنها آن كرد كه خدا راضى است، اگر ما بيدار بشويم و بفهميم كه ما از خدا هستيم و به او رجوع مىكنيم- إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ [١]- اگر اين دو كلمه را ما در زندگى بفهميم كه ما از او هستيم و همه از اوست و ما هيچ هستيم و هيچ نداريم و هر چه داريم از اوست و ما به سوى او برگشت مىكنيم و از ما حساب مىبرند، ما را در حساب واقع مىكنند، اين دو كلمه را اگر ما بفهميم، با بندگان خدا آن طور كه خدا راضى است و آن طور كه امر خداست عمل مىكنيم. در همه ارگانهاى دولتى، در همه بازارهاى اسلامى، در همه كوچه و خيابانهاى ممالك اسلامى و در همه جا اگر اين كلمه الهى وارد بشود، در كارخانهها وارد بشود، در مزارع وارد بشود، در مدارس وارد بشود، در وزارتخانهها وارد بشود، در مجالس شورا و شوراها اين دو كلمه اگر وارد شد و ايمان به او آمد، و انسان ادراك كرد اين را و ايمان به او آورد؛ يعنى در قلبش واقع شد كه ما و همه از خدا هستيم و به او رجوع مىكنيم، همه موجودات از خداست و بايد با عدل الهى با آنها رفتار كرد و همه ما برمىگرديم به خداى تبارك و تعالى، و اگر با عدل الهى رفتار كرديم خداى تبارك و تعالى به ما رحمت بزرگ را وارد مىكند، و اگر با عدل الهى رفتار نكرديم، آنجا خدا با ما با عدل رفتار مىكند كه هيچ كس نمىتواند از زير آن بار بيرون برود.
سعادت بشر در علم همراه با تربيت
آنها كه گمان مىكنند كه مدارس بايد علم در آن باشد و ديگر كارى به اين مسائل
[١] سوره بقره، آيه ١٥٦: ما از خداييم، و به سوى او بازمىگرديم.