صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٨١ - لزوم انتقاد و ممنوعيت غرضورزى
در هر صورت، وظيفه داريم ما، يك وظيفه اسلامى، يك وظيفه انسانى داريم كه آن چيزهايى كه در اين جمهورى شده است بگوييم و برسانيم به مردم. انتقاد هم داريم البته كه كوتاهى شده است، آنها هم بايد نوشته بشود. نمىگوييم آن را ننويسند، آن را هم بنويسند، اما انتقاد، غير غرضوَرزى است. يك قلم است كه مىخواهد يك مسئلهاى كه فرض كنيد كوچك است بزرگش كند و چند مقابلش كند. تيتر بزرگ بنويسد و بعدش هم حرفهايى كه هر چى دلش مىخواهد بنويسد. گاهى هم تيترها مناسب با خود موضوع نيست. اين را از جاى ديگر پيدا كردند. اينجا زيرش چيز ديگر نوشتند. خوب، آن غرضورزى است. يك وقت يك قلمى است كه مىخواهد اصلاح كند جامعه را، هم خوبش را مىگويد، هم آنهايى را كه ناقص است. اما به طور موعظه، نه بطور انتقاد غرضآلود، نه به طور تضعيف. مسائل را دو جور ممكن است بگويد؛ يك مسائلى است كه يك استاد شريف براى بچهها مىگويد و بچههايى كه انحراف دارند، اين استاد شريف مىخواهد اينها را از انحراف بيرون بياورد. نصيحتشان مىكند. با زبان ملايم به آنها مىفهماند. يك استادى هم داريم كه مىخواهد ضربه بزند. با ضربه مىخواهد اينها را اذيت كند. اينها دو جور فرض است، دو جور قلم است، دو جور گفتار است، دو جور نوشتن است.
بايد فكر اين مطلب باشيد كه اگر انتقاد هست در كار، شما تنها نه، همه نويسندهها هم، همه گويندگان، اگر انتقاد دارند به طور ملايم و به طور دلسوزانه مسائل را طرح بكنند نه به طور ضربه زدن، بخواهند ضربه بزنند به جمهورى اسلامى. اينها نمىدانند اين معنا را كه اگر اين جمهورى اسلامى به واسطه قلم اينها به هم بخورد مسئولاند پيش خداى تبارك و تعالى و پيش ملت و پيش همه ملتها. يك چيزى كه همه ملتها الآن دارند از آن تعريف مىكنند؛ ما خودمان نشستيم قلم را دستمان گرفتيم، اگر يك عيب كوچكى در يك جا پيدا شد، فرض كنيد يك جا خطا كرد يا فرض كنيد عَمْد هم كرد، يك نفر يك كسى را مالَش را مصادره كرد، يا يك كسى را چى كرد، البته اينها نبايد بشود. اما اگر يكى شد نبايد اين را گفت كه جمهورى اسلامى هم مثل رژيم شاهنشاهى [است]! خوب، كجا