صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٤٩ - ناتوانى قدرتها از مقابله با ملت متحد
موافق است، مصيبت بسيار زياد است؛ براى اينكه طرحشان پياده شد و اگر بازارى تهران و قم با اين موافق نيستند، چطور صحبتى نكردند. اين همان طرحى است كه انگلستان از دويست سال پيش از اين يا بيشتر طرحريزى كردند كه جدا كنند روحانيت را از سياست، جدا كنند روحانيين را از مردمى كه مىخواهند فعالانه كار بكنند براى اسلام؛ اينها بروند همان توى مسجدها بنشينند و دعا بكنند، آنها هم هر كارى دلشان مىخواست بكنند و هر چپاولگرى و هر سلطهجويى كه مىخواستند بكنند.
در عرض پنجاه سال، كه روحانيين را عقب زده بودند و هر چه هم جدّيت مىكردند نمىتوانستند كه كارى انجام بدهند- از باب اينكه مردم را از روحانيون كنار زده بودند- در عرض پنجاه سال، همه حيثيت شما را به باد فنا دادند و اسلام را به آنجا رساندند كه براى اينكه اسلام پيروز شده است، بر ايران، گريه كردند و حرف زدند و در شعرهايشان فحش دادند و همه الواطيها را كردند. همه داراييهاى شما را به چپاول بردهاند؛ براى اينكه يك كسى نبود بگويد چرا؟
اين روشنفكرهايى كه الآن دارند مىگويند و مع الأسف، بينشان بعضى متديّنين هم هست كه بازى خوردهاند و غربزدهاند مىگويند كه روحانيون بايد بروند سراغ كار خودشان و ملت را بگذارند، سياست را بگذارند براى ما. شما سياست را پنجاه سال داشتيد و هيچ غلطى نكرديد. شما كجا يك كار مثبتى توانستيد انجام بدهيد؟! هر كدامتان كه ملّى بوديد يا- فرض كنيد- متديّن بوديد، تا صدايتان در مىآمد، توى سرتان مىزدند.
چه بود كه اين ملت را غلبه داد بر همه؟ آن چه گروهى بودند كه نقش بزرگتر از همه را در اين جنبش داشتند؟ شما با همه اين جنبشها، آن وقتها مخالفت مىكرديد. شما را من مىشناسم، نمىخواهم اسمتان را، هى ببرم. سر جايتان بنشينيد! آدم بشويد!
ناتوانى قدرتها از مقابله با ملت متحد
در اين راهپيمايى، كه روز تاسوعا و عاشورا مىشود، بايد توجه بكنيد دو نكته را من بگويم: يكى اينكه راهپيمايى، عزادارى را از شما نگيرد. عزادارى كنيد و با عزادارى راه