صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٩٨ - تفاوت ارتش ما با ارتش عراق
بياييد با ما مصالحه كنيد و به اسلام برگرديد، اينها اسلام را مثل اينكه نشناختند.
بعضى از اين آخوندهاى دربارى كه ما را نصيحت مىكنند كه بياييد به اسلام برگرديد. اينها اسلام را نمىدانند چه است. اينها اسلام را جز خوردن چيزى نمىدانند.
همان مسائل حيوانى. اگر اينها اسلام را مىدانستند، اينها كه مىدانند كه مردك، اين حزب عفلقى مسلمان نيست، و هجوم كرده به يك مملكت اسلامى، تكليف آن كسى كه هجوم مىكند به مملكت اسلامى، تكليف همه مسلمين است كه به او هجوم كنند. تازه آن آخوند دربارى مىگويد كه بياييد با هم به اسلام برگرديد!! آخر تو بيا به اسلام برگرد. تو بيا بفهم اسلام چه است. اگر اسلام خلاصه مىشد در اكل و شرب و مآرب حيوانى، آن وقت بله بايد بياييم با هم بنشينيم به آن اسلامى كه شما مىگوييد برگرديم. اما اسلام آن است كه آن شهدا را داده است. اسلام آن است كه براى رسيدن به مقصد، آن همه زحمت را نبى اكرمش و اوليايش متحمل شدند. حالا ما براى اينكه چند نفر جوان از دستمان رفته- با اينكه خيلى عزيزند- از اسلام دست برداريم و برويم بنشينيم مصالحه كنيم؟ ما و ملت ما همانى است كه در اين خيابانهاى تهران و در شهرستانهاى ديگر آن همه جوانها را از دست داد و مصالحه نكرد. در صورتى كه همه قدرتها دست آن شخص خبيث [١] بود و دنبال كرد مقصد خودش را تا به مقصد رسيد. جوانهاى ما اينها هستند. مردم ما، زن و مرد ما اينها هستند كه دنبال مقصد و مكتبشان هستند و مصالحه نخواهند كرد با هيچ قدرتى و با هيچ ابرقدرتى.
تفاوت ارتش ما با ارتش عراق
فرق ارتش ما و ارتش آنها اين است كه ارتش ما دستش بسته است. ارتش ما اسلام برايش تكليف معيّن كرده. ارتش آنها دستشان باز است. توپ، موشك زمين به زمين به اصطلاح خودشان مىاندازند، نُه مترى، ده مترى، يك شهر هم همهاش را خراب كنند، آن وقت تبريك مىشنوند. ارتش ما نمىكند اين كار را، نمىتواند اين كار را بكند و
[١] محمد رضا پهلوى.