صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٦١ - مخالفت با اصل روحانيت و تسليم كشور به اجانب
چيزى گفت، يا به خلاف كسى كه منشأ اثر است در روحانيت، از حالا تا هر وقت كه شما بوديد و بعد نسلهاى آينده هم آمدند، هر وقت كسى بر خلاف اصل روحانيت كه گفت روحانيت بايد برود منزوى بشود، اين معناى اينكه برود در مساجد- با اينكه گفتم نمىگذارند اين را، لكن برود در مسجد همان مشغول نماز بشود- يا به شخصى كه در روحانيت مؤثر است، مورد توجه مردم است و مؤثر است در روحانيت، اگر قلمى يا بيانى اين را خواست بشكند؛ اين نظرش به اين شخص نيست، نظرش به آن گروه هم نيست؛ اين نظرش به اين است كه اين قشر كه مخالف با اساسى است كه آنها دارند، مخالف با اين است كه مملكت اسلامى تحت سلطه غير باشد. قرآن امر فرموده است كه نبايد باشد. و اين كلام قرآن را منتشر مىكند. اينهايى كه با اصل روحانيت و لو به صورت اينكه «نه، ما مىخواهيم احترام اينها محفوظ باشد، اگر اينها وارد در سياست بشوند احترامشان از بين مىرود پيش مردم، و ما ميل داريم احترامشان محفوظ باشد» با اين دوز و كَلَكها مىخواهند روحانيت را از صحنه بيرون كنند و كشور شما را تسليم كنند يا به طرف شرق، يا به طرف غرب، اساس اين است، و الّا با چهار ذرع چِلْوارى [١] كسى مخالفت نمىكند. روحانى هم از خود اينهاست. پيش همينهاست. چطور وقتى رضا خان مىآيد، مَطْمَح نظرش روحانيين هست؟ آن كه تعليم به او مىداد چطور اين را، اينها را مطمح نظر قرار دادند؟ چطور حالا وقتى كه آقايان مىخواهند دلسوزى كنند مىگويند روحانيين بروند كنار؟ خوب بروند كنار، رفتند كنار. شما مىگذاريد اينها تو مسجدها باشند؟ يا اينكه تو مسجد هم وقتى كه آمده است يك آقايى دارد نماز مىخواند، يك دستهاى پا مىشوند مىآيند و مىايستند نماز مىخوانند براى شكستن اين نماز. براى بيرون كردن اين روحانى از مسجد. مىخواهند اين سنگر را از شما بگيرند.
مسجد يك سنگر اسلامى است و محراب محل جنگ است، حرب است. اين را مىخواهند از دست شما بگيرند. ميزان هم همين نيست كه اين را بگيرند. اينها مقدمه
[١] كنايه از عمّامه روحانيون است.