صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٩ - عدم شناخت دشمن از اسلام و جامعه اسلامى
بفهمند كه پيشرو اين قضيه اسلام است، امام اين قضيه، امام زمان است، اگر اين را بفهمند كه اين مغزهاى ٣٥ ميليون جمعيت ايران نورانى است و به نور اسلام زنده است در فكر اين نمىافتند كه ما برويم يك عدهاى را بكشيم و بعد زمام را دستمان بگيريم. مگر مىشود يك همچو چيزى؟ بله، آنجايى كه زمام همين بود كه يك رده بالايى بود و حكومت مىكرد به مردم، مردم هم هيچ كارى نداشتند به آن رده بالا، يك رده ديگرى مىآمدند آنها را كنار مىزدند، آنها مىشدند آنها. اما قضيه اين نيست كه ما يك ردهاى داشته باشيم و يك بالا و پايينى؛ همه همدوشند، برادر و خواهرند همه و همه خودشان را سهيم مىدانند در اين مسائل؛ براى اينكه اسلام هست. اسلام اختصاص به يك شخص دون شخصى ندارد. ايمان است، ايمان مربوط به يك كسى دون كسى ندارد. خانه به خانه بايد اين اشخاص كه خيال كردند، خانه به خانه بايد بروند و جنگ كنند، آن هم در همه كشور نه در تهران. تهران را اگر- فرض بكنيد- فرض محال- كه شما تهران را تسخير كنيد ساير مملكت قيام مىكنند بر خلافتان، آنها مىآيند تهران را از دست شما مىگيرند. بايد يك ابزارى بياورد امريكا و يك اشخاصى بياورد امريكا يا ساير كسانى كه مىخواهند و خيال مىكنند [مىتوانند] در اينجا يك كارى انجام بدهند كه ٣٥ ميليون جمعيت را از صحنه بيرون كند. آن، چه ابزارى است كه مىتواند ٣٥ ميليون جمعيت زن و مرد كه همه مجهز و همه حاضر در قضايا هستند اين بخواهد از صحنه بيرون كند؟ اين امر محالى است. كسى را كه خدا به ميدان آورده نمىتواند بختيار از ميدان خارج كند يا كارتر از ميدان خارج كند.
كسى كه اعتياد دارد [١] نمىتواند كودتا بكند، حرف است. اينها حرف است كه مىزنند كه بنا بود كه بيايد، كى بيايد؟ آن اگر دو ساعت از وقتش بگذرد آن طور كه مىگويند خوب، كى بيايد؟ عمده همين است كه اسلام را نمىشناسند. خيال مىكنند اسلام يك رژيمى است مثل رژيم امريكا، مثل رژيم شوروى. شوروى و امريكا همان رده بالا هستند؛ مردم ديگر، مردم كشور خودش بر خلافش هستند. آن رده بالا
[١] اشاره به شاپور بختيار، آخرين نخست وزير رژيم پهلوى.