صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٧ - عدم شناخت دشمن از اسلام و جامعه اسلامى
اسلام هستند. مسأله، مسئله عقيده است نه مسأله، مسئله ماديت و به دست آوردن يك چيزى تا اينكه بياييد بگوييد كه خوب، وقتى نمىشود ديگر برويم كنار. خير، مسئله عقيده است، دفاع از اسلام [است] تا آن آخر فردى كه زنده است بايد دفاع بكند. يا ٣٥ ميليون جمعيت بايد از بين بروند؛ [بنا بر اين] كشورى ديگر نيست تا اينكه كودتايى باشد و هر گز نخواهد اين طور شد. اينها اشتباه دارند، نمىفهمند. هى روشنفكرهايشان دعواى فهم و سياست مىكنند و- عرض مىكنم كه- جبهههاى اين طرف، آن طرفشان هى ادعاى اين مسائل را مىكنند و ارتشيها هم كه يك طبقهشان باز توجه به مسائل ندارند؛ اينها و همه كورفهمىشان از اين است كه عمق اين مسأله را نفهميدهاند. باز نفهميدهاند قدرت اسلام را، اينها باز توجه به اين معنا ندارند. اين پاسدارها را كى رفته دعوتشان كرده كه بياييد پاسدارى كنيد؟ اين كميتههاى سرتاسر كشور را كى رفته دعوتشان كند كه بياييد كميته درست كنيد؟ اين دانشجو و دانشمند و نمىدانم اجزاى ديگر اين كشور را كى رفته بسيجشان كرده؟ اين بانوان را كى بسيج كرده كه در همه شئون كشور دخالت مىكنند و دخالت بجايى هم مىكنند؟ اينها را كسى [دعوت نكرده]، اينها را خدا دعوت كرده است. اينها لبيك براى خدا دارند مىگويند. يك مملكت اين طورى را خيال نمىشود كرد كه كسى بتواند يك همچو مملكتى را با كشتن يك عدهاى- فرضاً- هم شما بكشيد- فرضاً- هم فانتومهايى بيايد و اين محل و آن محل، آن محل را بكوبد. مگر اينجا الآن قيامش به- مثلًا- فلان آدم است؟ خير، مسأله اينها نيست. همه اشتباه اينها اين است كه اسلام را نمىشناسند، از باب اينكه نبودند توى اسلام تا بفهمند چه خبر است. شايد تاريخ اسلام هم اينها اصلش بنا دارند نخوانند. از بس با اسلام مخالفند شايد تاريخ اسلام را دلشان نخواهد بخوانند. اينها نفهميدهاند كه در اسلام چه گذشته است، در تاريخ اسلام چه وقايعى اتفاق افتاده، اسلام چه جور پيش رفته است. همه چيز را به همين جهات مادى و به همين جهات به قول خودشان سياسى دست چندم كه دست اينها هست مقايسه مىكنند. از اين جهت، يكوقت يك همچو كارهايى مىكنند يا دعوت به يك همچو كارهايى. اسلام اين كار را انجام داد. مگر غير اسلام مىتوانست يك مملكتى را از