صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٠٤ - حفظ روحيه خدمتگزارى نسبت به ملت
اين عنايت خدا بود كه همه را به اين آزادى و به اين- عرض كنم- استقلال و به اين مقام رسانده است. حالا ما عوض اينكه شكر نعمت خدا را بجا بياوريم و براى خاطر خدا قيام كنيم و براى ملت كار بكنيم، تمام همّمان را صرف كنيم كه اين بيچارههايى كه توى اين زاغهها باز هم نشستهاند، اينها را از اينجا بيرون بياوريم، جايى برايشان درست بكنيم، آب و برق اين مملكت را درست بكنيم، خوب، الآن شما مىدانيد كه در بعضى از جاها هيچ ندارند. هيچ. بعضى از جاهايى كه ديروز يكى از آقايان كه آمده بود از طرف بختيارى و آنجاها، مىگفت مردم همه اخلاص دارند، اما هيچ ندارند. بعضى جاهاست هيچ ندارند. براى اين «هيچ ندارها» يك فكرى بكنيد، هى ننشينيد دعوا بكنيد، هى هم دنبال اين نرويد كه همان طورى كه در طاغوت مىكرد، شهرها را خيلى مزين كنيد و شهرها را خيلى بزرگ بكنيد و همه همّ دولت و همه بودجه مملكت خرج شهرها بشود و خرج شمال شهر بشود كه باز همان طاغوتيها از آن استفاده بكنند. براى اين پايين شهريها، براى اين بيچارهها- اسلام است؛ حكومت اسلام است- براى اينها فكر بكنيد.
همّتان را صرف اين بكنيد، نه صرف اينكه دعوا كنيد. «وقت» وقتى بنا شد كه به دعوا بگذرد، ديگر نمىرسد انسان؛ مجال ندارد ديگر بنشيند يك كارى بكند، يك طرحى بريزد براى اين ملت؛ براى اين بيچارهها.
من تقاضا مىكنم از همه آقايانى كه متصدى يك امرى از امور هستند، چه آنهايى كه در وزارتخانهها و در طبقه پايينتر مشغول كارند و چه خود وزرا و چه نخست وزير و چه رئيس جمهور و چه همه كسانى كه در امور هستند، در شوراى انقلاب بودند و حالا هستند، در- عرض مىكنم كه- جاهاى ديگر بودند، من از همهشان تقاضا دارم كه از اين چيزى كه بر خلاف رضاى خداست و بر خلاف رضاى اولياى اسلام است و بر خلاف رضاى ملت است، اجتناب كنيد. اين دنيا چند روزش آمده پيش شما. اين را خدمت كنيد تا آبرومند باشيد پيش خدا. اين را با دعوا نگذرانيد، با صلح برويد سراغ مردم. اگر برويد سراغ مردم، ديگر دعوا پيش نمىآيد؛ براى اينكه، وقت دعوا نمىماند. اما افسوس اين است كه شما مشغول دعوا هستيد و از مردم غافل! نه اقتصاد را توانستيد درست كنيد و نه