صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٩٦ - رابطه بىنظير دولت و ملت
گروههايى كه مىخواهند نشود اين جمهورى اسلامى، تحقق پيدا نكند اين جمهورى اسلامى، آنها ديگر حرفهايشان مؤثر واقع نشود.
رابطه بىنظير دولت و ملت
در هر صورت مثل اين ملتى كه الآن ما داريم، كم نظير است، بىنظير است. بايد گفت كه در جايى الآن گمان ندارم هيچ كدام از شما سراغ داشته باشيد كه يك ملتى با دولت خودش اين طور باشد كه كارها را مشتركاً انجام بدهند. سابق كه طاغوت بود كه هر چه مىتوانستند كارشكنى مىكردند. هيچ همراهى تو كار نبود، براى اينكه مردم ديده بودند كه دولت به فكر آنها نيست. شما بايد آن طورى كه به حسب واقع هم همين طور است به مردم حالى كنيد كه ما براى خدمت آمديم، ادارات براى خدمت آمدند، مردم با دل راحت بيايند تو ادارات. من آن تلخيهايى كه در زمان سابق بود، در زمان رضا خان بود، بعدش هم در زمان اين، [١] آن وقت آن تلخيها را زمان رضا خان خود من چون جوان بودم توى اين مسائل مىرفتم گاهى، كه اگر يك وقت ابتلا به كلانترى پيدا مىشد. آن وقت براى جاهايى هم كه از اينجا مىخواستند بروند فرض كنيد به آذربايجان هم، بايد بروند كلانترى و آنجا يك ورقهاى، چيزى بگيرند. مردم وقتى مىخواستند به كلانترى بروند با يك ترس و رعب و وحشتى، كأنّه مىخواهند به حبس بروند. اينها عادت نباشد در ادارات كه مردم وقتى مىخواهند تو اداره بروند بترسند. اين بيچاره دهاتيها [چون] سابقاً اين طور بوده، حالا خيال مىكنند باز هم اين طور است.
حالا بايد ادارات به روى مردم باز باشد، و با آغوش باز مردم را بپذيرند، دردهايى كه مردم دارند بگويند به آنها، بتوانند بگويند. آنها هم كوشش كنند در اينكه حل بشود مسائلشان كه مردم احساس كنند كه يك دولتى است كه مال خودشان است. و براى خودشان دارند خدمت مىكنند. هيچ اشكال ندارد كه وقتى ملت فهميد كه يك جمعى دارند خدمت مىكنند، و خودشان هم آن قُبّه و بارگاههايى كه زمان سابق بود ندارند،
[١] محمد رضا شاه.