صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٢٢ - فلسفه عزادارى براى سيد الشهدا (ع)
است، تمام شده است. هم مسائل فرهنگىاش تمام نشده است و هم ساير مسائل. شما هيچ وقت خوف از اين نداشته باشيد كه مثلًا، دولت غاصب عراق حمله كرده است و دارد مثلًا، كارهاى خلاف مىكند. از اينها هيچ وقت خوف نداشته باشيد. اينها نمىتوانند كارى انجام بدهند. شما از اين خوف داشته باشيد كه همان نقشههايى كه قبل از انقلاب اينها داشتند، در زمان رضا خان و محمد رضا خان داشتند، حالا بيشتر داشته باشند. آنها قبلًا از باب اينكه به طور ذهنى و علمى، يافته بودند كه اسلام اگر رواج داشته باشد و مظاهر اسلام رواج داشته باشد، نمىگذارد كه ما استفادههايمان را بكنيم، حالا كه عيناً سيلى را خوردند و مشاهده كردند قدرت اسلام را در يك ملت سى و چند ميليونى و اسلام، كه داراى يك ميليارد جمعيت است، اينها ملاحظه مىكنند كه بعد از آنكه سى و چند ميليونشان به ما اين طور كردند، پس وقتى كه يك ميليارد جمعيت دنيا، كه قريب به يك ميليارد مسلم دارد، اگر اينها همه مثل ايران بشوند، ما چه خواهيم كرد؟
امروز نقشه دقيقتر از آن وقت است. امروز طرحهايى كه اينها مىخواهند پياده كنند از آن وقت شديدتر است و ما بايد بيشتر چشم و گوشمان را باز كنيم. شما امروز هم مىبينيد كه چهار نفر، ده نفر روحانى كه با كمال صداقت دارند خدمت به اين انقلاب مىكنند، از هر گوشه صدا مىشود كه حكومت آخوندى! اين زمزمهها تازه كم كم همان نقشههاى سابق است. آن وقت هم يكدفعه نشد. ابتدا كم كم، يكى يكى، دوتا دوتا اهل علم بلاد را، اهل منبر بلاد را انتقاد كردند؛ گفتند، گفتند، روزنامهها بعد شروع كردند و نطقها و مجالس و اينها درست كردند و بعد هم كار خودشان را انجام دادند. حالا هم اين نقشه هست در كار.
فلسفه عزادارى براى سيد الشهدا (ع)
در آن وقت، يكى از حرفها كه هى رايج بود، مىگفتند: «ملتِ گريه»؛ براى اينكه مجالس روضه را از دستشان بگيرند. اينكه همه مجالس روضه را آن وقت تعطيل كردند، آن هم به دست كسى كه خودش در مجالس روضه مىرفت و آن بازيها را در مىآورد،