صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٧٦ - اهميت ارزيابى و گزينش در تصدى مسئوليتها
حرفهايشان حرفهاى قرآن است، لكن مسيرشان اين نيست. در بين اشخاص همچو اشخاصى هستند كه اين راه را پيش گرفتند، براى اينكه، خودشان را در جامعه جا بزنند.
آن مقصدى كه دارند آن را عمل بكنند در بين مردم. در عين حالى كه ما بايد قبول كنيم يك كسى كه قبلًا هم- فرض كنيد كه- عاصى بوده، اين آدم حالا مسلمان است، و به او ترتيب اثر اسلام را بدهيم، اما نمىتوانيم جهاتى كه داريم [به او بسپاريم] مثلًا فرض بفرماييد؛ يك دزدى بوده، حالا آمده توبه كرده، خوب، دزد توبه كرده، قبول است توبهاش. اما مىتوانيد شما ماليّات، آن چيزتان را، سرمايههايتان را دست اين بدهيد و بپرسيد به اين؟ نه، عُقَلايى نيست. براى اينكه ممكن است اين دزد براى اينكه سرمايه دستش بيايد، بيايد توبه كند! ما هم كه علم غيب نداريم، ما موظفيم كه در ظاهر قبول كنيم. دزد نه، الآن توبه كرده است. حتى اگر يك توبهاى كرد كه همه ظواهرش هم درست بود، اقتدا هم به او بكنيم در نماز، اما نمىتوانيم ما يك چيزى كه امانت لازم است در آن، ديانت لازم است در آن، دست اين بدهيم. بدتر از همه همين مجلّات است، و همين مطبوعات است، و همين راديو و تلويزيون است و همين چيزهايى است كه براى تربيت جامعه است. يك نفر آدم قبلًا- فرض كنيد- انحراف داشته، كمونيست بوده، حالا آمده مىگويد كه من ديگر برگشتم و خير، حرفهاى آنها درست نبوده، من برگشتم.
بسيار خوب، شما برگشتيد حالا آمديد باشد، اما نمىتوانيم ما اين را در راديو و تلويزيون راهش بدهيم كه تو برو و مردم را تربيت بكن! ممكن است اين كمونيست باز هم باشد لكن براى خاطر اينكه ما را بازى بدهد آمده اين را گفته. ما مكلّفيم به اينكه در ظاهر با او اعمال مسلمانى- فرض كنيد- بكنيم. در صورتى كه در عقيده كمونيست نشده باشد، آن مسئله ديگرى است. اما نمىتوانيم ما يك چيزى كه مىخواهيم تربيت كنيم بچههاى خودمان را، يك معلّمى كه كمونيست بوده است، الآن آمده مىگويد نخير، من بسيار مسلمانم، و پيش ما نماز هم مىخواند و روزه هم مىگيرد، و بيشتر از شما و ديگران هم به آداب اسلامى تقيُّد دارد. بسيار خوب، شما مسلمان، بياييد بين مردم باشيد، كسى كارى به شما ندارد. اما نمىتوانيم ما اين را معلّم بچههايمان قرار بدهيم. براى اينكه، معلّم بچهها