صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٩٤ - مقايسه مسئولين كشور، با سران ساير كشورها
جمعهها را در كجا شما ديديد كه مثل جنديها لباس بپوشند و در جبهه بروند؟ كجا هست اينها؟ در كجا شما ديديد كه سربازهايش و ارتشيهايش و رؤساى ارتشش اين طور فداكارى بكنند؟ از آنها كشته مىشود، باز جلو بروند. در كجا هست اين مسائل؟ يك مسائلى است كه جز در راه صراط مستقيم انسانى حل نمىشود. براى اين است كه ملت ما با دولتش، با ارتشش، با اين چيزهايش دو تا نيستند. همه از هم هستند. از هم نمىترسند.
كىْ ما الآن گرفتارى اين را داريم كه تهرانمان يا اصفهانمان يا شيرازمان يا كجا، حكومت نظامى بشود؟ كى ما همچو نگرانى داريم كه مبادا فلان قشر، فلان عشيره، فلان- عرض مىكنم كه- جمعيت در اطراف ايران به ضد ما قيام كنند؟ ما همچو نگرانى نداريم. يك چهار نفر بچه و جوان گولخوردهاى كه هستند، اينها هم حالا ديگر فهميدند [كه] نبايد اين كارها را بكنند. ان شاء اللَّه درست بفهمند. اين يك مملكت نمونه است الآن، و ما دلمان مىخواهد كه اين مملكت نمونه، آن نمونه عالى بشود، و الگو بشود براى همه مملكتها. اين مملكت، شما در تاريخ نگاه كنيد از صدر تاريخ تا آخر، اگر پيدا كرديد يك جايى را كه زنها و زنهاى جوانى كه حالا بايد- فرض كنيد كه- بروند سراغ جوانىشان، و پيرزنش، پيرمردش، پيرزنش، اين طور كوشش كند در اينكه پشتيبانى از ارتشش بكند، پشتيبانى از پاسدارهايش بكند. شما كجا [سراغ داريد]؟ اگر سراغ داريد، بگوييد ما هم بفهميم. كجا شما همچو چيزى داريد كه دوش به دوش مردها و پاسدارها و ژاندارمرى و ارتش و همه قواى مسلح، دوش به دوش اينها، زنها هم همراهى بكنند؟ هر كه هر قدرى مىتواند. عراق اين طورى است؟ همه مردم عراق؟! خيلى مضحك است اين مطلب. ايشان گفته بودند كه- آقاى صدام- كه فرق ما بين اينهايى كه داوطلب شدند براى ما- كه چهار صد هزار نفرند- با آنهايى كه در ايران هستند، اينها به ما احترام مىگذارند و به ما توجه دارند، آنها اصلًا پشتشان را كردند به پاسدارها و نظاميها، اين خوب، انسان دهنش باز است، هر چه دلش بخواهد مىگويد. اما خوب وقتى مطالعه كنيد، وقتى ايشان خيال مىكند كه عراق را توى محفظهاى گذاشتهاند [و] هيچ كس نمىبيندش! يك محفظهاى هست كه جمعيت عراق توى آن محفظه است فقط، هر چه به آنها نسبت بدهند هم چيز