صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤١٧ - وظيفه حوزهها و دانشگاهها در تربيت انسان
اينكه همه چيز ما در دانشگاه است. همت كنيد با هم دانشگاه را اصلاح كنيد. هى ننويسيد كه چرا دانشگاه باز نمىشود. آن دانشگاه نبايد باز بشود. دانشگاهى كه امثال «شريف امامى» را تربيت مىكند نبايد هم باز بشود. دانشگاه بايد علم و تخصص را به آن مرتبه عالى برساند، و تعهد و اخلاق و اسلاميت را هم به آن مرتبه عالى. بايد مهذّب بشود، هم دانشگاه هم حوزههاى علميه.
وظيفه حوزهها و دانشگاهها در تربيت انسان
بايد از حوزههاى علميه يك عالِمى به تمام معنا متعهد بيرون بيايد، و مركز ساخت انسان باشد؛ و دانشگاه هم مركز ساخت انسان. ما انسان دانشگاهى مىخواهيم، نه معلم و دانشجو. دانشگاه بايد انسان ايجاد كند و انسان بيرون بدهد از خودش. اگر انسان بيرون داد از خودش، انسان حاضر نمىشود كه كشور خودش را تسليم كند به غير. انسان حاضر نمىشود كه تحت ذلّت برود و اسارت. آنها هم از انسان مىترسند.
سابق رضا خان از مدرّس مىترسيد براى اينكه انسان بود. آن وقت هم مدرّس از قرارى كه از او نقل كردهاند گفته بود كه: «در مجلس ما يك مسلمان هست، آن هم ارباب كيخسرو» [١] رضا خان رقيب خودش را مدرّس مىدانست، به ديگران اعتنايى نداشت. رقيب خودش را مدرّس مىدانست كه وقتى كه مىايستاد و صحبت مىكرد، متزلزل مىكرد همه را. يك انسان بود، وضع زندگىاش آن بود كه شما شنيديد و من ديدم. وقتى كه وكيل شد يعنى؛ از اول به عنوان فقيهى كه بايد در مجلس باشد تعيين شد. آن طور كه نقل كردهاند، يك گارى با يك اسبى [در] اصفهان خريده بود و سوار شده بود و خودش آورده بود تا تهران. آنجا آن را هم فروخته بود. و منزلش يك منزل مُحقَّر از حيث ساختمان. يك قدرى بزرگ بود ولى محقَّر از حيث ساختمان. و زندگى يك زندگى
[١] ارباب كيخسرو، نماينده ارتشىها در مجلس شوراى ملى بود، مدرس در يكى از نطقهايش در مجلس گفت: «در مجلس يك مسلمان هست و آن ارباب كيخسرو است، و اين بدان معنا بود كه هيچيك از نمايندگان آن مجلس مسلمان واقعى نيستند.