صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٤٩ - فريبكارى صدام در عمل به ظواهر اسلام
قدرتمندان اشرار روى يك قواعد ديگر عمل مىكنند. لهذا، آنها مراكز جمعيت را هر جا پر جمعيت است آنها به توپ مىبندند يا نارنجك مىاندازند. اينها مىخواهند همان هدفهايى كه مربوط به قواى مسلّحه آنهاست [سقوط] بكند.
فريبكارى صدام در عمل به ظواهر اسلام
بنا بر اين، در اين جنگ- يك، خيلى از امور، كه بعضى ديگرش هم هست البته- خيلى از امور معلوم شد. باز خوب شد كه صدام حسين را به ظواهر اسلام كشانده؛ براى اينكه اين روزها مىگويند نماز هم مىخواند! توى مسجد هم مىرود! اين همان كارهايى بود كه محمد رضا مىكرد، عيناً همان. اينها از يك آخور ارتزاق مىكنند. آن هم يكوقتى كه پيش مىآمد، بدترين فحشها را به علماى اسلام مىداد و به اسلام هيچ كار نداشت، ضربه مىزد. يكوقت كه ضعيف و بيچاره مىشد، مىرفت نماز مىخواند و در حرم حضرت رضا مىرفت و نماز مىخواند و از اين بساط درمىآورد. حالا ايشان هم كه همه ملت عراق مىشناسند او را كى هست، نمىدانند كه ايشان كه حالا هم مىخواهد نماز بخواند و در مسجد برود، كى را مىخواهد بازى بدهد. ملت عراق را مىخواهد بازى بدهد. ملت عراق ايشان را ماهيتش را مىشناسد. ماها را هم مىخواهد بازى بدهد. ماها هم ماهيتش را مىشناسيم. كسانى كه آن ور دنيا هستند، در امريكا و اروپا هستند، اگر بعضى اشخاص پيدا بشوند نشناسند اين را، ممكن است. اما آنجاهايى كه ايشان هستند مثل بغداد و- عرض بكنم كه- عراق، مردم ايشان را مىشناسند. مردم سالهاى دراز با اين حزب بعث زندگى كردند و از اين حزب بعث، اينها صدمهها ديدند. اين آدمى كه حالا دارد مىگويد من مسلمان هستم و ما در مقابل كفّار داريم جنگ مىكنيم، اين آدم همان آدمى است كه براى اربعين، وقتى كه زوّار حضرت سيد الشهدا حركت كردند، آنها را به توپ و تفنگ بستند و آن قدر جنايت كردند. ديگر ملت عراق با اينكه اين جنايات را از شما ديده، باور مىكند كه شما يك آدم دينى باشيد؟
در هر صورت، جنگ خيلى خوب است از يك جهت و آن اين است كه انسان را،