صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٩٩ - نفس امّاره و حيلههاى شيطانى
اگر انتقاد دو انسان را فرض كنيد؛ يكى خودتان يكى ديگرى، هر دو داراى يك صفت متوازى هستيد. اگر يك كسى از آن رفيقتان تكذيب كند براى خاطر آن صفتش، شما خوشتان مىآيد؛ براى اينكه آن را مقابل خودتان مىدانيد. از اين جهت، همان صفتى كه در شما هست، در ديگرى اگر باشد و انتقاد بكنند، شما خوشتان مىآيد، او بدش مىآيد. او هم وقتى ببيند همان را در شما عيبجويى مىكنند، خوشش مىآيد و اگر از خودش عيبجويى كنند، بدش مىآيد. اينها همه از حيلههاى شيطان است كه شيطان، بزرگتر از همه شيطانها- حتى از اين شيطان بزرگ معروف- اين شيطان نفس اماره خود آدم است. ما كه الآن يك مملكت اسلامى به ما سپرده شده است؛ يعنى، اين مردم با فريادهايشان سدها را شكستند و رأى به همه شماها دادند و به وكلا و- عرض مىكنم- به رئيس جمهور و بعد هم وكلاى آنها به شما و اينها، اين مردمى كه با اين زحمت رأى به شما دادند و شما را بر سر مسند نشاندند، حالا شما بخواهيد سر مسند با هم اختلاف كنيد، ببينيد پيش خدا چه هست. يك دسته زحمت كشيدند و جوانهايشان را دادند. و الآن هم شما كردستان را مىدانيد چه جور است و اين پاسدارها در كردستان و اين ارتشيها در آنجا هر روز دارند جان مىدهند، هر روز دارند خون مىدهند، مردم آنجا دارند بمباران مىشوند، دشمنهاى ما مشغول فعاليت زياد هستند. در اين حالى كه همه جوانب بر ضد ما هست، همه قدرتهاى بزرگ و كوچك بر ضد ما هست و اين ملتى كه با اين زحمت به دست شما اين مملكت را داده است، شما حالا بنشينيد سر اينكه من چطور، شما چطور و همهاش هم از شيطان است. هيچ شك در اين نكنيد كه هر كه گفت «من»، اين «من» شيطان است. هر كه گفت كه بايد به من اطاعت كنيد، اين شيطان است. ما بنشينيم سر اين معنا كه شما بگوييد من، آن هم بگويد من، آن هم بگويد من، سر سفره شيطان بنشينيم و با هم تسابق بكنيم به اينكه آن طعمه شيطان را، كه خودخواهى است، هى تقويت كنيم. شما ببينيد كه در بارگاه خدا اين چه جور [است،] چه صورتى دارد؟ و در پيش ملت كه بشنود يك همچو چيزهايى هست، ببيند يك همچو مسائلى طرح است؟ خوب، اين ملت بر فرض اينكه حالا صحبت هم نكند، اما اين زن داغدار كه بچهاش را براى اين جمهورى