صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٠١ - پرهيز همه گروهها و جناحها از اختلافات
و در [شرف] موجوديت است، خطراتى كه از خارج و از داخل براى ما دارد پيش مىآيد، اگر اينها را ما توجه به آن بكنيم و يك ملتى كه يك مملكت را به شما سپرده است براى اينكه حفظش بكنيد و مصالحش را ايجاد بكنيد و متحقق بكنيد، اگر بنا باشد كه شما با هم شروع كنيد به جنگ و نزاع و آن هم نه براى خاطر اينكه يكى مصلحت را اين مىداند، يكى نمىداند؛ اينها شعر است. همه خودمان را مىخواهيم. اگر من يك دفعه گفتم به اينكه بياييد فلان كار را بكنيد براى مصلحت، و انتقاد از شما كردم براى اينكه شما چنين كنيد، اين از نفس اماره است كه بروز مىكند. و لهذا، مقايسهاش همين است كه اگر آن ديگرى همين كار را بكند، اين آقايى كه- مثلًا- حالا اعتراض كرده او، ديگرى همين كار او را بكند، اگر او همين اعتراض را بكند، اشكال مىكنند به او. اين حيلههاى نفسانى، حيلههاى شيطانى بسيار دقيق است و بسيار مشكل است شناختنش كه ما بتوانيم بفهميم، لكن خوب، حالا اين چيزهاى واضحترش كه انسان مىتواند بفهمد.
خوب، شما انصاف مىدهيد كه يك مملكتى كه خونش را داده و شما را به مسند نشانده، سر مسند جنگ بكنيد؟ دعوا بكنيد؟ هر روز صحبت بكنيد؟ هر روز انتقاد بكنيد؟ روزنامهها هر روز انتقاد بكنند؟ هم را بكوبند؟ به هم تهمت بزنند؟ به هم افترا بزنند؟ آخر اين انصاف است؟ پيش خدا چه مىخواهد شد اين؟ پيش ملت چه انعكاسى دارد؟ خارجيها چه استفاده از آن مىكنند؟ آنها همه دلشان مىخواهد كه شما [توى] سر و كله هم بزنيد و از مصالح مملكت غافل باشيد و آنها يك وقتى كار خودشان را، ضربه خودشان را بزنند. آنها در طول تاريخ و خصوصاً در اين پنجاه سال، كوشش كردند كه جوانهاى ما و ملت ما را غافل كنند و احياناً به جان هم بريزند و خدا خواست كه آن خدعه آنها تا اين حد باشد و از بين بروند و رفتند. اگر حالا همان مسائل را ما تكرار كنيم، يعنى مسائلى كه امريكا براى ما پيش مىآورد كه ما را از مسائل اصلى غافل كند، به مسائل ديگر متوجه كند، به هروئين متوجه كند، به فحشا متوجه كند؛ براى اينكه از آن راهى كه [انسان] بايد برود منحرف بشود، برود دنبال عشرتخانهها.
امريكا يا ابرقدرتهاى ديگر، آنهايى كه مىخواستند ما را غارت كنند، در طول تاريخ