صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١١١ - مقايسه بين قواى سهگانه فعلى و گذشته
كه همه مىدانند كه چه جنايتهايى در اين كشور مرتكب شدند و خود آن مردِكه [١] يك مقام غير مسئول- به حسب اصطلاح آنها- داشت، در رأس همه جنايتكارها بود.
جنايتكارها همه الهام از او و او الهام از اجانب مىگرفت.
قوّه قضاييه، كه در اسلام آن قدر در آن اهتمام شده است و حكم را يا نبى يا وصى نبى بايد متصدى بشود و اگر غير نبى و وصى نبى- سفارش شده از طرف نبى اكرم- باشد، آن ثالث مىشود شقى، قوّه قضاييه ما هم به دست يك اشخاصى افتاد كه من گمان نمىكنم در تمام افرادى كه متصدّى قضا بودند، يك نفرشان صالح باشد. اگر گفته مىشود كه در بين اينها يك اشخاصى بودند كه- مثلًا- يك قدرى متديّن بودند، لكن صالحيّت براى قضا غير از تديّن است؛ امر مهمى است كه شايد در اسلام كمتر چيزى مورد توجه بوده است مثل قوّه قضاييه. نكتهاش هم معلوم است؛ براى اينكه در دست قوّه قضاييه، همه چيز ملت است؛ جان مردم است، مال مردم است، نواميس مردم است، همه در تحت سيطره قوّه قضاييه است و قاضى چنانچه- خداى نخواسته- نالايق باشد، ناصحيح باشد، اين در اعراض و نفوس مردم سلطه پيدا بكند، معلوم است چه خواهد شد.
از اين جهت، من به ملت ايران تبريك مىگويم كه در اين زمان، نه قوّه مقنّنه يك قوّهاى است كه ليستش را داده باشند و تعيين كرده باشد كسى آنها را، خود آنها منتخب از طرف ملت هستند و ملت بدون اينكه كسى تحميل به آنها بكند، اينها را تعيين كرده است و هر كدام هم كه ناصالح بودند، خود مجلس كنار گذاشته است. بنا بر اين، قوّه مقنّنه ما قوّهاى است كه صالح است و اكثر افرادش، افراد متعهد هستند و همهشان از همين جمعيت ملت هستند و از آن كاخنشينها نيستند. قوّه قضاييه هم معلوم است كه يك نفر از آن اشخاصى كه طاغوتى باشند در اينها نيست و همه اهل علمى هستند كه با زندگى طلبگى امرار معاش كردهاند و در متن جامعه بودهاند و از گرفتاريهاى جامعه اطلاع دارند و گرفتار بودهاند خودشان هم. اينها مىتوانند كه به درد مستضعفين برسند.
[١] محمد رضا پهلوى، شاه مخلوع ايران.