صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٨٧ - تحقير بنيادهاى ظلم و طاغوت با عمل و اخلاق اسلامى
اسلامى. خوف اينكه ما اگر ساده رفتار كنيم، با آن سفارتخانههاى آنها و آن وضعى كه دارد، ما در نظر آنها تحقير مىشويم، اين خوف را در خودتان راه ندهيد.
بلكه شما با عملتان تحقير كنيد آن طور بناها و بنيادهاى ظلم و طاغوتى را. شما گمان نكنيد كه چنانچه به طور ساده عمل بكنيد و سفارتخانه شما يك امر، يك جاى سادهاى باشد، يك مركزى باشد كه از آنجا علم و دانش و اخلاق صادر بشود، شما تحقير خواهيد شد. خير، اين حرف، حرف غربزدههاست كه خيال مىكنند كه ما اگر مثل غرب نباشيم، ما تحقير مىشويم. ما الآن بنا داريم كه مثل غرب نباشيم، و بنا داريم وابسته نباشيم، و بنا داريم مستقل باشيم و آزاد باشيم. و الآن مىبينيد كه آنهايى كه، ملتهايى كه تحت تأثير تبليغات امريكا و شوروى و ساير اذناب آنها واقع نشدند، همه آنها به نظر اعجاب و عظمت به شما نگاه مىكنند.
عظمت انسان به لباس و كلاه و اتومبيل و- نمىدانم- پارك و امثال ذلك نيست. انسان يك حقيقتى است كه آن حقيقت اگر بروز كند شرافتمند است، عظمت دارد. شما مىبينيد كه بزرگترين افراد بشر انبيا بودند و ساده ترين از همه هم آنها بودند. در عين حالى كه بزرگتر از همه بودند و همه آنها را به بزرگى مىشناختند، در عين حال ساده ترين افراد بودند در وضع زندگىشان. تمام انبيا اين طور بودند و تاريخ، همه آنها را نشان مىدهد كه با وضع بسيار سادهاى عمل مىكردند. در صدر اسلام آن امر بسيار روشن است كه چه جور وضع داشتند، حكومتها چه وضعى داشتند و امراى ارتش چه وضعى داشتند، و خود اشخاصى كه در رأس بودند با مردم چه وضعى داشتند. در عين حالى كه وضعشان آن طور بود كه وقتى يك كسى از خارج مىآمد در مسجد رسول اللَّه، و اين افراد نشسته بودند، نمىشناخت كه كدام يكى اينها رسول اللَّه هستند. سؤال مىكرد كه كدام يكى هستيد؟ براى اينكه نه بالايى بود، نه پايينى بود، دور مىنشستند. اگر حصيرى هم بود يا بوريايى بود من نمىدانم، لكن اين فرشهايى كه شما خيال كنيد، حتى اين فرشى كه شما زيرتان انداختيد نبوده است. آن وقت دور هم مىنشستند و ليكن عظمتشان، عظمتى بود كه دنيا را تحت تأثير قرار داد. عظمت انسان به روحيت روح انسان است.