صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٣١ - بيان آثار و بركات جنگ تحميلى
بيان آثار و بركات جنگ تحميلى
بعضى از امور هست كه بايد به وسيله آقايان، آقايانى كه خطبا هستند و اهل منبر هستند، در سرتاسر كشور تذكر داده بشود به مردم:
يكى همين كه گفتم كه ان شاء اللَّه، تذكر داده مىشود و ان شاء اللَّه، مسلمين هم توجه مىكنند به آن. يكى اينكه از جنگ خسته نشوند مردم. جنگ يك چيز خوبى است. البته ما پيشقدم نيستيم. براى جنگ ما پيشقدم نيستيم، لكن حالا كه به ما تحميل شده است، اين يك آثار بزرگى دارد براى نهضت ما. يكى از آثارش اين است كه دشمنِ ما را رو سياه كرد در دنيا. اين مىخواست كه براى خودش يك حيثيتى پيدا بكند و اينكه دشمن اسلام بود و قبل از اين هم كه هجوم كند به ايران، با عراق آن طور معامله كرد و با علماى عراق آن طور معاملات كرد و با ملت عراق آن طور و با دستهجات براى عاشورا آن طور و براى زائرين كربلا، كه براى اربعين مىرفتند، آن طور جنايتكارانه عمل كرد. اين در دنيا رسوا شد. و حالا هم هر چه مىخواهد سالوسى كند و نماز بخواند و اظهار اسلاميت بكند و امثال ذلك، ديگر فايده ندارد. اين ديگر نمىتواند با سالوسى، خودش را جا بيندازد.
نمىتوانست، لكن شايد بعضيها- آنهايى كه خارج بودند از عراق- باورشان مىآمد كه اين يك آدمى است كه مىخواهد خدمتى بكند و كذا و اين حرفها. حالا معلوم شد كه نه، همه فهميدند كه اين آدم اين طورى است، وضعش اين طورى است. معلوم شد يك آدمى است كه عرب نمىخواهد كار بكند. اين خوزستان عربها را غالباً كشتند. اگر ايشان با عرب موافق است، چطور عربكشى مىكند؟ براى اين هم نبوده است كه چند كيلومتر از مملكت ايران را او ادعا دارد. چقدر ضرر كرده در اين ملت عراق بيچاره چقدر ضرر كرد در اين جنگ! و ملت اسلام چقدر ضرر برد؛ ضرر جانى، ضرر مالى، ضرر حيثيتى او برد!
يكى از مسائلى كه باز مرتب شد بر اين، اينكه شياطين فهميدند قدرت اسلام در ايران چيست و قدرت ارتش ما و پاسدارهاى ما- كه خداوند همه را حفظ كند- آن طور نيست كه آنها خيال مىكردند. خليجىها هم فهميدند كه نه، مسائل آن طورها نيست و اگر- خداى نخواسته- يك وقت شيطنت كنند، ممكن است عكس العمل داشته باشد. ديگران هم