صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٤١ - اظهار تأسف از سكوت مسلمانان در جنايات صدام
نبوديم و نيستيم، لكن اگر كسى تعدى بكند دهان او را خُرد مىكنيم. ابتدا از آنها بوده است و لهذا، در مملكت ما اين واقعه واقع شده است. اگر ما بادى بوديم، خوب بود اول ما رفته باشيم يكى از دهات آنجا را گرفته باشيم و آنها آمده باشند و ما را عقب زده باشند. ادعاى اينكه ما مدتهاست- صدام در اين نطق خبيثش گفته است كه- «ما مدتها با دولت ايران صحبتها كرديم، رفت و آمد كرديم و خواستيم تفاهم كنيم و دولت ايران قبول نكرده است و ما ملزم شديم كه به دولت ايران [حمله نماييم] و آنها- دولت ايران- پاسگاههاى ما را در مرز خراب كردند و چقدر از پاسگاههاى ما را خراب كردهاند» و از قبيل اين اراجيف. دولت ايران قبل از حمله عراق حتى يك وجب در ملك آنها، در مملكت آنها نرفته است و بنا هم نيست كه برود و يك پاسگاه از آنها خراب نكرده است، لكن بعد از آنكه آنها حمله كردند و مردم ايران را، مردم عادى ايران را با توپهاى دورزن و با موشكهاى زمين به زمين خانهها را خراب كردهاند، زن و بچههاى مردم را كشتند و همه شرارتها را كردند، البته دفاع بر هر مسلمى، بر هر انسانى دفاع واجب است. و ما به حسَب امر خدا دفاع كرديم از خودمان و دفاع از اسلام، نه دفاع از كشور خودمان فقط.
اظهار تأسف از سكوت مسلمانان در جنايات صدام
صدام كسى است كه تابع «عفلق» ها هست و آنها حزبشان اسلام را منافى مىدانند با وضعيت خودشان؛ دشمن اسلام هستند آنها. اينكه مىگويد حسين بن على- سلام اللَّه عليه- چه، اين همان آدمى است كه زوار حسين بن على را دسته جمعى اعدام كرده است و به حبس كشانده است.
اين همان آدمى است كه مرقد مطهر حضرت امير را به امر او به گلوله بستند كه گلولههايى كه خراب كرده بود يك جايى از، سوراخ كرده بود، يك جايى از ديوار را به من نشان دادند. اينها همانها هستند كه علماى بزرگ اسلام را چه از طايفه سنى و چه از طايفه شيعه گرفتار كردند و حبس كردند و شهيد كردند. اينها از اسلام بويى نبردند و حالا دعوى اسلاميت مىكند و مىگويد من مسلم هستم! ايشان از همان اعرابى است كه خداى