صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٠١ - توصيه به نمايندگان در تفاهم و حل مسالمتآميز مشكلات
نعمتهاى بزرگ خداست و آن خصامى كه در جهنم است، يكى از عذابهايى است كه بر اهل جهنم است كه دائم توى سر هم مىزنند.
اهل معرفت مىگويند كه هر چيزى كه در بهشت و در جهنم ظهور پيدا مىكند سابقه ندارد، از خود آدم است. در روايت هم هست اينكه زمين بهشت و جهنم قاع [١] است، هيچ چيز ندارد، صاف است. و در يك روايتى هم كه سابقاً من ديدم- حالا نمىدانم تمام معنايش درست چه جورى است- اين است كه گاهى در بهشت يك اشخاصى، ملائكة اللَّه، مشغول يك بنا مىشدند و گاهى مىايستادند. ظاهراً پيغمبر اكرم شايد در شب معراج اين را ملاحظه فرمودند. سؤال كردند از جبرئيل كه چراگاهى مىايستند، گاهى كار مىكنند. عرض كرد كه اينها اعمالى [است] كه مردم مىكنند. مادامى كه اشتغال دارند به عمل خير، اينها مصالحشان محقق مىشود و مشغول بنا مىشوند. آن وقتى كه آنها مشغول اين كار نيستند آنها هم. در هر صورت، يك مسئلهاى است اين در پيش اهل معرفت كه تمام چيزهايى كه در جهنم و بهشت هست اين از خود ماست. اين طور نيست كه خداى تبارك و تعالى يك آتشى تهيه كرده است كه ما را بسوزاند، ما خودمان تهيه مىكنيم. در قرآن هم هست كه اينها اعمال شماست كه به خودتان رد مىشود.
ما مىتوانيم خودمان را در اين عالم راجع به اين محكى كه از دو تا آيه شريفه استفاده مىشود، بشناسيم كه آيا اهل نار هستيم يا اهل بهشت. اگر كارهايمان روى خصام باشد- دشمنى- [اهل نار هستيم.] يك وقت اين است كه انسان در يك مسئلهاى صحبت مىكند، مباحثه مىكند، خوب بين اهل علم و طلبهها متعارف است كه گاهى وقتها به فرياد مىكشد مطلب، به داد و قال مىكشد مطلب، لكن وقتى كه مباحثه تمام شد، برادرند. بعد از مباحثه اين طور نيست كه اين مباحثه اسباب دشمنى باشد. دو تا دوستند، دو تا رفيقند، سر يك مطلبى، مطالبى، او آن طرف مطلب را مىگيرد و او آن طرف مطلب [را] و اتفاقاً اين يك ورزشى است كه در بين طلبهها هست و يك ورزش علمى است كه قوى مىكند
[١] زمين صاف و هموار.