صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٠٧ - تقدّم تربيت بر تعليم
خُسْرٍ است، در خسران است، در زيان است. كوشش كنيد كه تربيت بشويد و تزكيه بشويد قبل از اينكه تعليم و تعلم باشد. كوشش كنيد كه همدوش با درس خواندن و تعليم، تربيت باشد كه او مقدّم است به حسب رتبه بر تعليم و بر تلاوت آيات و بر تعليم كتاب و حكمت. تربيت معلّم بايد بكنيد؛ يعنى معلّمينى تربيت بشوند كه اين معلمين علاوه بر اينكه آگاهى بر همه علومى كه مورد احتياج انسان است و مورد احتياج بشر، چه در دنيا و چه در آخرت هست، علاوه بر اين و مقدم بر اين، تزكيه در كار باشد، تصفيه نفس در كار باشد، و الّا تربيتهاى شما و تعليمهاى شما بدون تزكيه و بدون اينكه تصفيه نفس بشود، براى بشر اگر ضرر نياورد، نفع نخواهد آورد بلكه ضرر دارد. تمام اين ضررهايى كه بشر مىبيند، تمام اين خسرانهايى كه بشر در اين سيّاره مىبيند، از دست همين عالِمهايى هستند كه تخصص را دارند، لكن تربيت را ندارند ما اگر تزكيه داشتيم و تربيت اسلامى شده بوديم و خداى تبارك و تعالى ولىّ ما بود، و ولىّ ما طاغوت نبود، اين نقصهايى كه در اطراف كشورمان و همين طور در اطراف جهان هست، اين نقصها نبود، اين اختلافات نبود، همه اختلافاتى كه پيدا مىشود الّا فقط يكى كه آن اختلاف ما بين حق و باطل است، تمام اختلافاتى كه پيدا مىشود براى اين است كه ما تربيت نشديم و ما تزكيه نشديم. بزرگترين دشمنى كه ما داريم عبارت از خودمان است أعْدى عَدُّوِكَ [١] آن نفسى است كه در بين جنبه [٢] خودِ شما هست. خود انسان، دشمن بزرگ خود انسان است. اگر تربيت نشود، اگر تزكيه نشود، انسان را هم خود انسان به تباهى مىكشد و به ظلمتها وارد مىكند و آخرش ظلمت بزرگ است كه آن جهنم است.
ما اگر خودمان را تربيت بكنيم مشكلاتمان همه رفع مىشود. همه مشكلات از اين است كه ما تربيت نشدهايم. يك تربيت الهى و تحت بيرق اسلام در نيامديم. به حسب واقع، همه اين كشمكشهايى كه شما ملاحظه مىكنيد، همه اين كارشكنيهايى كه براى ملت ما هست، همه اينها براى اين است كه تربيت نيست در كار، تزكيه نيست در كار، فقط يا جهالت است و يا علمى كه از جهالت
[١] «دشمن ترين دشمنِ تو»
[٢] سينه.