صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٥٢ - هشدار به مطبوعات و گروهها
بيدار بشويد! چرا اين قدر خوابيد؟ اى سران، چرا اين قدر خوابيد؟ چرا چشمهايتان را باز نمىكنيد؟ هر كه، هر جا صحبت مىكند، به ضد هم صحبت مىكند. هر جا مىنويسد به ضد هم مىنويسد. بايد بيدار بشويم ما. اگر- خداى نخواسته- جدا كردند روحانى را از ملت، جدا كردند ارتشى را از ملت و هر كدام را على حدّه كردند و آن طورها كه مىخواهند انجام بدهند كردند، ارتش را منحلش بكنند به واسطه يك تبليغاتى، روحانى را كنار بزنند و منزوى كنند به واسطه يك تبليغاتى، اگر يك همچو كارى بكنند، ديگر نه بازارى از او كارى مىآيد كه انجام بدهد و نه دانشگاهى. تا شما با هم مجتمع هستيد، تا با هم هستيد، مىتوانيد كار بكنيد.
يكى از مَثَلهاى ديگرى كه در بين مردم هست، بايد عرض بكنم. يك كسى كه مىخواست، يك پدرى كه مىخواست بميرد، چند تا پسر داشت. هفت- هشت تا پسر داشت. خواستشان، يك چوبهايى هم تهيه كرده بود. يكى از اين چوبها را داد، گفت: اين را بشكن، شكستش. دوتا را گذاشت پهلو [ى] هم، گفت: اينها را هم بشكن، شكستش. بعد، آن هفت- هشت تايى كه به عدد بچههايش بود پهلو [ى] هم گذاشت. گفت: اينها را بشكن. هر چه زور زد، نشكست. گفت شما عددتان به عدد اين چوبهاست. اگر يكى يكى باشيد، شكسته مىشويد. اگر دوتايتان يك طرف و چهار تايتان يك طرف باشد، شكسته مىشويد. اگر همهتان با هم باشيد، مثل اين چوبها، كه همه با هم باشند، هيچ كسى نمىتواند بشكند شما را.
اگر روحانى تنها باشد مىشكنندش، اگر ارتشى تنها باشد مىشكنندش، اگر مردم تنها باشند مىشكنندشان؛ آن كه آسيب بردار نيست آن است كه همه قوا با هم باشند. حرفش را مىزنند، عملش بر خلافش است. هر كدام صحبت مىكنند؛ از اتحاد صحبت مىكنند، لكن در عمل، اين عمل را انجام نمىدهند. چه شده شما را؟! پيروز شديد؟ شمايى كه الآن لشكر كفر بهتان حمله كرده، شمايى كه الآن در سوسنگرد آن بساط را داريد، در آبادان آن بساط را داريد، در اهواز آن بساط را داريد، نبايد به خودتان بياييد كه ديگر توى روزنامهتان اين غلطها را نكنند؟! روزنامهها مىخواهند كه من يكوقت صدايم