یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٧٠ - مهدی موعود - عدل جهانی
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٩، ص: ٣٧٠
وسیلهای و با چه نیرویی میرسد؟.
اما قسمت اول: عدالت چیست؟.
میدانیم که سوفسطاییان یونان همان طوری که درباره حقیقت شک میکردند بلکه منکر بودند، این شک و انکار را درباره سیاست و اخلاق نیز تعمیم دادند [١]، گفتند همان طوری که حقیقت نسبی است حق و عدالت هم نسبی است، حق و عدالت برای هرکس آن است که خود آن را حق و عدالت میداند، منکر قانون کلی عادلانه بودند [٢]، بلکه مدعی بودند که عدالت اختراع ضعفاست که نتیجه قوّه و نیروی اقویا را به این وسیله بگیرند، ضعفا همینکه از راه زور نتوانستند منافع را از چنگال اقویا بگیرند به این حیله متوسل شدند که مفهوم عدالت را اختراع کردند. این اصل که حق با زور است (الحق لمن غلب) اولین بار از طرف آنها ابراز شد ..
بعدها این فکر در اروپا تعقیب شد.
مفهوم عدالت از نظر افلاطون:
افلاطون که نوعی عقاید اشرافی و اریستوکراسی دارد میگوید:
عدالت عبارت است از: اداء الفرد لواجبه و امتلاکه بما یخصه. معتقد است هر طبقهای به حسب استعداد طبیعی، حق و تکلیفی دارد که باید انجام دهد. میگویند معتقد بوده است به اصل «کار به قدر طاقت و خرج به قدر احتیاج» که البته این خلاف عدالت است. روسو در قرارداد اجتماعی ص ١٧ میگوید:.
بزرگترین مفاسد جامعه عدم مساوات است. در طبیعت نیز عدم مساواتهایی یافت میشود ولی آن عدم مساواتها هیچ کس را از تسکین شهوات خود (آزادی اراده) مانع نمیگردد، هیچ کس را از کار کردن برای رفع احتیاجات خویشتن معاف
[١] رجوع شود به ورقههای عدالت و حکومت، شماره ٥.[٢] انکار قانون کلی عادلانه و نسبی بودن عدالت به معنی دیگر درست است و آن اینکه در قوانین کلی اجتماعی خواه ناخواه حقوق اقلیت فدای مصالح اکثریت میشود، پس عادل بودن یک قانون به معنی کمترین ظلم بودن است.