یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤٣ - اشعار حاج میرزا حبیب رضوی خراسانی در مدح علی علیه السلام
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٩، ص: ٢٤٣
٥. شیخ مفید در حوادث فوت رسول خدا جریان رفتن رسول خدا برای استغفار اهل بقیع به همراهی علی علیه السلام [را نقل میکند] و جریان اینکه فرمود: قرآن امسال دو بار بر من عرضه شده است و لا أراه الّا لحضور اجلی، دیگر فرمود: فاذا انا متّ فاغسلنی و استر عورتی، و اینکه در ثقل مرض یک دستش بر دوش علی و دست دیگرش بر دوش فضل بن العباس بود، و اینکه در لحظات اخیر عباس و علی را احضار کرد که کدام یک از شما وصیت مرا و وفای به وعدههای مرا و اداء دین مرا قبول میکنید و عباس امتناع میکند و علی میپذیرد، پس انگشتر و شمشیر و زره و جمیع سلاح خود را به علی میدهد و علی جز برای ضرورت از پیغمبر دوری نمیگزیند، یک نوبت که علی نیست پیغمبر میگوید: ادعوا لی اخی و صاحبی و هریک از عایشه و حفصه پدر خود را میخواند و رسول اکرم ناراحت میشود تا به توصیهام سلمه علی را میخوانند و سپس یک نجوای طولانی رخ میدهد و علی پس از آن میگوید: علّمنی الف باب من العلم فتح لی کل باب الف باب و اوصانی بما انا قائم به ان شاء اللَّه و بعد پیغمبر وصیت میکند به علی: یا علی، ضع رأسی فی حجرک فقد جاء امر اللَّه فاذا فاضت نفسی فتناولها بیدک و امسح بها وجهک ثم وجهنی الی القبلة و تولّ امری و صلّ علی اول الناس و لاتفارقنی حتی توارینی فی رمسی و استعن باللَّه تعالی ... ثم قبض و ید امیرالمؤمنین تحت حنکه صلی الله علیه و آله ... علی چشم پیغمبر را میبندد، علی جامه روی بدن پیغمبر میکشد، علی پیغمبر را به کمک فضل بن عباس غسل میدهد و ابتدا تنها نماز میخواند، علی یک نفر از انصار را به خواهش انصار پایین میفرستد و بدن پیغمبر را به او میدهد و بعد خود علی سر بند میگشاید و طرف صورت پیغمبر را روی خاک میگذارد و قبر را میپوشاند ..
شیخ مفید آنگاه میگوید:.
و فی ما عددناه من مناقب امیرالمؤمنین بعد الذی تقدم ذکره من ذلک فی حجة الوداع ادلّ دلیل علی تخصصه منها بما لم یشرکه