یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٠٨ - وظیفه ما
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٩، ص: ٤٠٨
نیستی، هنوز میگویی بچه من، هنوز از مالکیت اختصاصی سخن میگویی ..
برای دسته اول این مثل مناسب است که درویشی با شخصی سر سفرهای همغذا بودند. آن رفیق نادرویش دید درویش تا او جنبید هرچه بود از خودش و غیر خودش بالا داد. به او گفت: درویش! چرا اینطور کردی؟! تو که همه را خوردی و برای ما چیزی باقی نگذاشتی! درویش گفت: چه فرق میکند؟ وجود یکی است (وحدت وجود). او گفت: درست است که وجود یکی است، اما برادر! شکم دوتاست، تو که بخوری من سیر نمیشوم. من اگر بخواهم سیر شوم باید با این دهان و دندان خودم بخورم و غذا توی معده بی صاحب مانده خودم برود [١] ..
٣٨. دنبال بحث پیش و متناسب با آن- که البته مستقل هم میتواند باشد- این است:.
یکی از مسائل مهم در عصر ما مسئله تعارض میان ارزشهای فردی از قبیل آزادی اراده، آزادی اندیشه، استقلال و حق حاکمیت بر خود و بر کار خود و محصول کار خود- که لازمه همه اینها گرایشهای فردی و یا اندیویدوالیسم است- و میان ارزشهای اجتماعی از قبیل تساوی، وحدت، برابری، برادری، ایثار، خدمت است که لازمهاش گرایشهای اجتماعی یا سوسیالیسم است. در اینجا دو مکتب و دو قطب مختلف در برابر یکدیگر قرار گرفتهاند: مکتبهای فردگرا و مکتبهای جامعه گرا. اگزیستانسیالیسم و همچنین مکتب امثال روسو فردگراست و مکتبهای سوسیالیسم جامعه گرا. برخی مکتبها میخواهند میان ایندو جمع کنند، ولی به عقیده ما جمع میان ایندو جز از طریق مکتب معنوی جامعی امکان پذیر نیست.
[١] برای تکمیل این بحث، رجوع شود به ورقههای اخلاق مارکسیستی.