یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٠٧ - وظیفه ما
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٩، ص: ٤٠٧
بی عدالتیها و ظلمها و عدم تساوی امکانهاست. تا در جامعه ظلم و بیعدالتی و تبعیض و عدم تساوی امکانها هست، یعنی شرایط مادی جامعه به این حال است، نتوان انتظار اخلاق صحیح و درست در جامعه داشت ..
البته در مورد تبدیل شدن «من» به «ما» تجارب تاریخی صورت گرفته است ولی عملًا چه آنها که از راه قطع تعلقات انسان به اشیاء وارد شدهاند مانند عرفا و تنها از چشم راست دیده و نظر کردهاند، و چه آنان که از راه قطع تعلق اشیاء به انسان وارد شده و تنها از چشم چپ نگاه کردهاند، توفیقی در ما کردن واقعی منها پیدا نکردهاند. در این زمینه احیاناً ضرب المثلهایی هم آمده است. برای گروه دوم این تمثیل را آوردهاند که شتری و روباهی با هم دوست شدند. روباه به شتر پیشنهاد تبدیل من به ما کرد از راه قطع علاقه اختصاصی اشیاء به خودشان و نفی اختصاص و پذیرش اشتراک. قرار شد بعد از این جز با کلمه «رفیق» یکدیگر را خطاب نکنند؛ روباه به شتر بگوید رفیق اشتر، اشتر هم به او بگوید رفیق روباه، رابطه اختصاصی را از قاموس زندگیشان حذف کنند؛ شتر نگوید پالانِ من یا فرزند من، کره شتر من، روباه هم مثلًا نگوید دم من، بچه روباه من، بگویند پالان ما، کره شتر ما، علف ما، طعمه ما، دم ما، بچه روباه ما. روزها شتر پی کار خود و رزق و روزی خود میرفت و روباه پی کار خود، تا یک روز که روباه طعمهای گیرش نیامد و گرسنه در حالی که رودههای کوچکش با رودههای بزرگش حرف میزدند به خانه آمد، چشمش به کره شتر که برای چنین روزی ذخیره کرده بود افتاد و برد در گوشهای و او را درید و شکمی از عزا درآورد. شتر بدبخت به خانه برگشت، سراغ کره شتر را گرفت پیدا نکرد. هراسان این طرف و آن طرف میدوید، تا در گوشهای جنازه نیمه باقی مانده بچهاش را پیدا کرد. حدس زد که کار روباه است، فریاد کشید: ای وای چرا بچهام این طور شده، بچهام را کی خورده است؟ روباه فوراً جلو آمد، با لحنی ملامت آمیز گفت: تو معلوم میشود هنوز به اصول اشتراکیت مؤمن