یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٤ - سیره رسول اکرم صلی الله علیه و آله
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٩، ص: ١٣٤
منبع منبعها یعنی قرآن بیاستفاده مانده، چرا؟ به بهانه یک تعظیم احمقانه و یک مصراع که به غلط تفسیر میکنیم: «کار پاکان را قیاس از خود مگیر». در باب قرآن هم گفته شده که بالاتر است از اینکه ما بفهمیم، ما حق خواندن داریم ولی حق فهمیدن نداریم. در نتیجه سید هاشم بحرینی تفسیر برهان را نوشته و یک کلمه حرف نزده و آیاتی که در ذیلش حدیث نبوده اسقاط کرده است!!.
ما سیره سیدالشهدا را در قضیه عاشورا مسخ کردهایم و به طاق آسمان کوبیدهایم، زیرا با کمال وقاحت گفتهایم که امام حسین با یک دستور محرمانه و خصوصی به کربلا آمد، یعنی از خود اسلام استنباط نمیشد و این بزرگترین توهین به اسلام است [١] ..
ما ضمن اینکه سیره پیغمبر را به طاق بالا گذاشتهایم و میخ آن را به آسمان کوبیدهایم، جمع بین دو فضیلت کردهایم. آنجا که باید از سیره استفاده کنیم نکردهایم، اما در قسمتهایی که مربوط به سیره نیست به آنها چسبیدهایم. این دیگر جمع بین فضیلتین و حیازت منقبتین است. رسول اکرم دو نحوه عمل دارد: بعضی عملها رسمی است و بعضی غیر رسمی و عادی. عمل رسمی آن بود که از جنبه شأن مخصوص خود انجام میداد. عمل عادی این بود که مربوط به خصوصیت زمان بود. مثلًا پیغمبر شتر سوار میشد و نوعی از روشنایی- که شاید چراغ روغنی هم نبوده و جریده نخل روشن میکردهاند [٢]- به کار میبرده، نوعی برش لباس داشته. اما خیلی دیده میشود که همین امور را به عنوان تأسی میپذیرند. پیشنماز سادهای در مشهد بوده که پافشاری کرده بود حتماً دخترم را باید با شتر به خانه داماد ببرند، چون رسول خدا فاطمه را سوار شتر کرد.
اولًا خود اصل معلوم نیست. ثانیاً ببینید در شهری که معمول نیست شتر در خانه آن آقا بیاید و مورد توجه بچهها و تمسخر میشود، کسی
[١] رجوع شود به دفتر طف، نمره ٧٩.[٢] باید تحقیق شود. اجمالًا تعبیر به «سراج» در خود قرآن هست.