یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣١٣ - صلح امام حسن علیه السلام
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٩، ص: ٣١٣
مجموعاً باید دید اثر صلح بهتر است یا اثر جنگ. شک ندارد که صلح و سلم به طبع خودش از جنگ و خونریزی بهتر است اما بسیاری از صلحهاست که زمینه را برای خونریزی بیشتری فراهم میکند، سبب میشود که فساد جامعه را از پا درآورد، کما اینکه بسیاری از جنگهاست که اجتناب ناپذیر است و مقدمه صلح و آرامش است: و قاتلوهم حتی لاتکون فتنة و یکون الدین کلّه للَّه..
پس اساس، صلح است ولی گاهی جهاد و جنگ اثر ریشه کن کردن فساد و ظلم و شرک و خرابی دارد و مقدمه صلح بهتری است.
در آنجا باید جنگید و صلح ظاهر را بهم زد. پس نمیتوان گفت هرجا که ایمان در مقابل کفر یا در مقابل ظلم قرار گرفت تکلیف جهاد است؛ نه، اثر نهایی را باید دید. همان طوری که رسول اکرم صلی الله علیه و آله که اسوه هستند و باید به ایشان تأسی کرد، در مدتی که در مکه بودند اجازه دفاع ندادند با اینکه بعضی اصحاب اصرار داشتند که اجازه دفاع بگیرند. عاقبت اجازه داد که به حبشه مهاجرت کنند. در مدینه اجازه جهاد داد. در مدینه گاهی با یهود و گاهی با کفار قریش (حدیبیه) قرارداد صلح امضا کرد و گاهی جنگید ..
و همچنین علی علیه السلام بعد از رسول اکرم دست روی دست گذاشت و بلکه در اجتماع مسلمین شرکت کرد، به اصحاب خاص اجازه همکاری داد، خودش به جماعت شرکت میکرد، جواب استفتا میداد، قضاوت میکرد، مورد مشورت در مسائل سیاسی قرار میگرفت و برای حفظ وحدت اسلامی کوچکترین رقابتی اعمال نمیکرد. آنها نیز چون صفای علی را میدانستند، مشورتها و نظرهای او را قبول میکردند. هرچند بین امیرالمؤمنین علی و خلفای ثلاثه قرارداد صلحی در امر خلافت امضا نشده بود بلکه طبق نقل اهل تسنن آن حضرت بیعت کرده بود، اما عملًا درست مثل این بود که قرارداد صلحی امضا شده باشد. علی در آن وقت هرگونه ایجاد اختلافی را فتنه میدانست (شقّوا امواج الفتن ...) نه اینکه آن را قیامی برای خاموش شدن فتنه و قلع ریشه فساد به حکم «و قاتلوهم حتی