یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٧ - سیره رسول اکرم صلی الله علیه و آله
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٩، ص: ١٣٧
را کوبیدهاند. این از روی نفاق هم نبوده، واقعاً عوض شدهاند.
با نقطه ضعف مبارزه میکرد:
٩. عطف به نمره ١ (د)، پیغمبر از نقاط ضعف مردم و از جهالت مردم استفاده نمیکرد و بلکه در برابر جهالت مردم سکوت نمیکرد.
به عبارت دیگر بر نقاط قوّت مردم مثلًا فکر و عقل و اراده و بیداری آنها تکیه میکرد نه بر نقاط ضعف آنها. در دفتر ٨٧ (اسلام و جاهلیت) گفتیم که بعضی معتقدند که خیلی نباید سر به سر جهالتهای مردم در امور دینی گذاشت و گاهی اغراء به جهل عیب ندارد و لااقل سکوت در برابر جهالت مردم خوب است و آن وقتی است که از راه جهالت و نادانی یک عقیدهای پیدا کردهاند که نتیجهاش خوب است، از باب «خذ الغایات و اترک المبادی» نباید پری پابند مقدمه شد ..
ولی این فکر غلط است، زیرا هرگز نباید نصر را با جور خواست.
علامة الایمان أن تؤثر الصدق حیث یضرک علی الکذب حیث ینفعک [١] آناً و موقتاً ممکن است نتیجه خوبی داشته باشد ولی مآلًا بسیار بد عاقبت است. این فکر غلطی است کهای بابا، فلان پیرزن حالا به بی بیشهربانو عقیده پیدا کرده و آرامش خاطری دارد و نتیجهاش خوب است، خذ الغایات و اترک المبادی، چکار داری تو؟ جواب این است که اولًا هر عقیده درست یا نادرست بالاخره از افراد به یکدیگر سرایت میکند، از همان پیرزن به دیگری سرایت میکند و موجب تشویش ذهن آن دیگری میگردد. همه مردم را برای همیشه نمیتوان جاهل نگه داشت. خود اسلام هیچ گاه نردبان باطل برای حق به کار نبرده است. داستان ابی بن کعب که گفت: احادیث فضایل سُوَر را جعل کردم که مردم را متوجه قرآن کنم، غلط است. ثالثاً خلاف عمل رسول اکرم است. چرا رسول خدا حاضر نشد جهالت مردم را تثبیت کند آنگاه که در روز وفات ابراهیم فرزند رسول خدا آفتاب گرفت و مردم گفتند: به خاطر فوت ابراهیم بود، فرمود: اینها دو
[١] اینکه انسان بر ظلم یا کذب تکیه کند نیز نوعی تکیه بر نقطه ضعف است، برعکس تکیه بر عدل و صدق.