یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٨ - علی، انسان کامل
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٩، ص: ٢٠٨
اینکه انسان کامل با فرشته کامل فرق میکند؛ انسان کامل از آن جهت انسان کامل است که یک نظم و آهنگ و موسیقی مخصوص در همه وجودش حکمفرماست.
علی، انسان کامل
علی امام عادلی است که به حاکم بصره به واسطه شرکت در یک مهمانی اعتراض میکند و میگوید:.
الا و ان امامکم قد اکتفی من دنیاه بطمریه ... و لو شئت لاهتدیت الطریق الی مصفّی هذا العسل ....
در عین حال شب را به دعا و نماز میگذرانید. گوش این آسمان راز و نیاز و مناجاتهایش را میشنید و چشم ستارگان اشکهای عاشقانهاش را همیشه میدید. زمامداری بود که در دل شب، تنها در محراب میایستاد و ریشش را به دست میگرفت و مانند مارگزیده به خود میپیچید و «یا دنیا غرّی غیری» میگفت. شبها از خوف خدا بی هوش میافتاد. قسمتی از شب را به سر زدن به فقرا و ضعفا بسر میبرد. خودش اذان میگفت و خودش امامت جماعت میکرد.
خودش احیاناً در دکة القضاء مینشست و به رتق و فتق امور میپرداخت، خودش قاضی بود. قضاوتهای محیرالعقول داشت از لحاظ کشف جرم و از لحاظ رعایت تساوی در مقابل محاکم. او خود خطیبی بلیغ بود که شنوندگان را میگریاند، مانند خطبة الغراء و شاید آخرین خطبهاش نیز، و بلکه احیاناً شنونده قالب تهی میکرد. سخن او سخن جانسوز بود و مصداق «تا دلی آتش نگیرد حرف جانسوزی نگوید». هنوز هم این اثر در نهج البلاغه هست که اشکها را جاری میسازد. من خودم برخی از آشنایان به این کتاب را دیدهام که اینچنین بودهاند. همین پیشوای عادل و عابد شب زندهدار و پدر