یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٠١ - وظیفه ما
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٩، ص: ٤٠١
است یا تصادم و اصطکاک است و یا لااقل بیتفاوتی نسبت به یکدیگر و جامعه نیازمند به پیوندهایی است که اجزاء را با یکدیگر پیوند دهد و بلکه ترکیب کند و متحد سازد. جامعه بدون پیوندْ جامعه نیست، مجموع افراد است مثل مجموع سنگها و مجموع درختها.
همچنان که صرف تبادل فرهنگی و تأثیر متقابل در یکدیگر کردن و فرهنگ واحد (نه ایدئولوژی واحد) داشتن کافی نیست که افراد را به یکدیگر پیوند دهد و متحد کند، بلکه اساساً اخلاق- با همه اختلاف نظری که میان مکاتب هست- چیزی جز از من به ما رسیدن نیست [١]. آنچه اشخاص را به یکدیگر پیوند میدهد به معنی اینکه «من» آنها را تبدیل به «ما» میکند و یا بالعکس «من» ها را بیشتر از یکدیگر منفصل میکند تعلقها و وابستگیهاست [٢]، به این معنی که جامعه تا آن حد که یک امر را به صورت مشترک دارند «ما» یند و هر اندازه که اشیاء را به صورت اختصاصی دارند «من» هستند؛ یعنی مضافهایی که مضاف الیه آنها «ما» است ملاک یگانگی هستند و مضافهایی که مضاف الیهشان «من» است ملاک جدایی و منیت، و بحق «منیت» را با جدایی یکی گرفتهاند. مثلًا زبان فارسی، وطن، شخصیتهای مقدس مذهبی ملاک «ما» بودن ما مردم ایرانند ولی خانه، زندگی، زن، بچه، ثروت، سندهای مالکیت، پولهای بانکی ملاک «من» بودن ما هستند. ما به آن اندازه «ما» هستیم که همزبانیم، هموطنیم و بالاتر همدل و همفکر و همعقیده و هم ایمان و هم آرمانیم، و شک نیست که همدلی بالاتر از همزبانی و هموطنی است به دلیل اینکه دل و اندیشه بالاتر از زبان و آب و نان است. و به هر اندازه که دارای خانه، زندگی، ثروت، مالکیتهای مجزا و حتی زن و
[١] رجوع شود به ورقههای اخلاق مارکسیستی.[٢] فعلًا اعم از وابستگیهای انسان به غیر یا وابستگیهای غیر به انسان که بعداً ان شاء اللَّه توضیح میدهیم.