یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٣ - اسلام و عمل
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٨، ص: ٥٣
یعنی فرد یا اجتماع را به کمال لایق فطری میرساند. حسن راستی و درستی و وفا و صفا از این جهت است ..
و اما حسن فاعلی از آن جهت است که مربوط به سیر و حرکت فاعل است؛ یعنی در حسن فاعلی ملاک حسن، حرکت فاعل است به صورت کمال. از این جهت فعل مَرکب است و فاعل راکب، و راه راکب را هدف و مقصد و نیت او معین میکند. و تنها از این جهت است که حسن به فاعل ارتباط پیدا میکند و الّا حسن فعلی به واسطه اینکه حسن واقعاً صفت فعل نیست و اینچنین نیست که فعل عین حسن باشد بلکه به واسطه این است که اثر فعل مفید است، ربطی به فاعل ندارد. و از این جهت یعنی از ناحیه نیت است که فعل دارای نور و بهاء و بهجت میگردد و بهشتی میشود.
فعل اختیاری معلل به غرض است:
ج. انسان در هر فعلی اختیاری هدف و منظوری دارد. فعل بدون غایت- لااقل در افعال اختیاری- محال است، و انسان از آن نظر که فاعل است به وسیله فعل خود به سوی هدف و منظور خود حرکت میکند. پس اگر انسان کار نیکی به قصد رضای خدا یا پاداش آخرت و لااقل رحم و شفقت به انسانها انجام دهد لازمه طبیعی کارش این است که به این هدفها برسد، و اگر کار خوبی را به قصد انتفاع مادی یا شهرت انجام دهد لازمه طبیعی این است که به همین هدف خود نایل گردد. معنی ندارد که انسان به سوی مقصدی حرکت کند و خداوند او را به مقصد دیگر برساند. مثل این است که کسی به طرف قطب شمال حرکت کند و انتظار داشته باشد خدا او را به خط استوا برساند. و همچنین معنی ندارد که کار، بی نور و بهاء و بهجت باشد و در آخرت بهجت زا باشد ..
قرآن کریم این حقیقت را به بیان بلیغی در سوره اسراء فرموده است، میفرماید:.
من کان یرید العاجلة عجّلنا له فیها ما نشاء لمن نرید ... و من اراد الاخرة و سعی لها ...