یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٤٥ - یادداشت خدا در آیینه اندیشه بشری
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٨، ص: ٣٤٥
میسازد آنچنان که در زمینه ماده و حیات بیان کردیم؛ یعنی ذهن، هم اشیاء را منعکس میکند و هم آنها را به منزله آیینهای قرار میدهد که در آنها تصویری افتاده است، خود آنها را با تصویری که در آنها افتاده است منعکس میکند. مثلًا آنچه مواجهتاً ذهن احساس میکند آثار حیات است نه خود حیات، ولی آثار حیات را که میبیند از این راه بهطور غیر مستقیم خود حیات را میبیند. پس ذهن، هم تصویر مستقیم دارد و هم غیر مستقیم. ادراک قوه برق و کهربا و بلکه ادراک خود ذات جسم در ماوراء عوارض رنگ و حجم و بو و شکل، از این قبیل است. ما غرق در یک سلسله تصورات هستیم که همه آنها را غیر مستقیم درک کردهایم ..
از این رو میگوییم همین جهان است که اندیشه ماوراء جهان و طبیعت را در ما به وجود آورده است از این راه که:.
الف. در جهان آنچه میبینیم این است که اشیاء فانی شونده و مقهور و غیرقائم بالذاتاند. طبعاً این پرسش- لااقل- به وجود میآید که آیا هستی در همه اجزای خود مقهور و غیر قائم بالذات و ممکن بالذات است یا اینکه ذاتی قائم به خود و قیوم هستیهای دیگر وجود دارد؟ اینجاست که ذهن حکم میکند که همه لامستقلها به مستقل و همه وابستهها به یک ناوابسته و همه فقرها و نیازها به یک غنا و بینیازی منتهی میشود. این است که میفرماید:.
بتشعیره المشاعر عرف ان لا مشعر له و بمضادته بین الاشیاء عرف ان لا ضد له..
و همچنین فرمودهاند: لایعرف ما هنالک الّا بما ههنا، و این است مفاد استدلال ابراهیمی:.
و کذلک نری ابراهیم ملکوت السموات و الارض ... فلما جنّ علیه اللیل رأی کوکباً قال هذا ربی فلما افل قال لا احبّ